باسمه تعالي
تعاونوا علي البر والتقوي
طرح ايجاد تعاوني فراگير توليدكنندگان ابريشم
این طرح را اینجانب در ۱۳۶۸ نوشتم
مقدمه :
يكي از موضوعات مهمي كه امروزه در راس مسائل اقتصادي جوامع جهان سوم همواره مطرح ميباشد، مساله توسعه روستائي است. ضرورت طرح اين مساله بويژه بيشتر از آنجا ناشي ميشود كه اكثريت مردم اين جوامع در نواحي روستائي ساكن هستند. در كشور ما رژيم وابسته گذشته با سياست تخريب روستاها ؛ عامل بوجود آوردن وضعيتي فلاكت بار در روستاها شد. بعد از انقلاب اسلامي ، گرچه توجهات قابل ملاحظه اي در رسيدگي بوضع محرومين بالاخص در اكثر نواحي روستائي شد؛ و دولت با تشكيل نهادهائي مثل جهادسازندگي و امثالهم تا حدودي نيازهاي اوليه و ابتدائي روستائيان را رفع و رجوع كرد اما بحث توسعه روستائي همچنان بعنوان پروژه اي ناتمام بلكه پروژه شروع نشده اي ، سر جاي خويش باقيست. عمده ترين و بلكه اساسي ترين دليل اين معضله آن بود كه يك سياست منسجم و چارچوب دار و برنامه ريزي شده اي را در اين خصوص ما هيچگاه نداشتيم . و ايده اي هم در اين قضيه بطور جدي مطرح و بميدان نيامده است. مشكل در واقع در بحث روستائي براي ما مشكل نرم افزاري بود والا در بعد سخت افزاري چه كسي ميتواند انكار كند كه رژيم براي روستاها سرمايه گذاري لازم را نكرد؟ بايد بسيار بي انصاف و كينه جو بود كه چشمها را بر هم نهاد و اينهمه خدمات را نديد. اما بهمان دليلي كه عرض كردم ( مشكل نرم افزاري ) اين خدمات حتي بسيار پرهزينه و سنگين هم تا حدود زيادي بصورت غير سيستمي نه تنها مشكل اصلي روستا را حل نكرد بلكه در بسياري از زمينه ها ميتوان نقدهاي جدي ائي را به اين موضوع روا دانست.
مدتهاي مديدي سياست نظام و استراتژي كلي توسعه كشور بر محوريت كشاورزي ( حداقل ) طرح و بيان ميشد و اين بخش را گذرگاه اصلي براي رسيدن به استقلال ميدانستند. اين استراتژي گرچه در زمينه تمهيد ترتيبات تفضيلي و اجرائي كه منجر به انجام برنامه منسجمي شود ، محقق نشد اما مورد اقبال و پذيرش قاطبه اهالي انديشه و خرد در اين زمينه بوده است. بر همين مبنا لازم بود بيش از اينها بروستا و روستائي توجه ميشد و با بهره گيري از استعدادهاي موجود در روستا وبايستي با برنامه ريزي عميق و همه جانبه و همه سو نگر باين شعار ( استراتژي ) تحقق عيني بخشيده ميشد.
در اين راستا ، دادن نقش اصلي به مردم از بديهي ترين ضروتهاست. در دادن نقش بمردم و تضمين مشاركت آنان در اجراي برنامه هاي توسعه ؛ بايستي بدنبال مكانيزمهائي جهت متشكل كردن مردم و امكانات و سرمايه هاي بالقوه و بالفعل آنها رفت. يعني بايد فرهنگ و روحيه همياري و تعاون را ترويج نمود. بايد اين آمادگي در روستائيان بوجود آيد كه با روي هم نهادن امكانات ذهني و فيزيكي و مالي خويش در راه توليد بيشتر و رفع مشكلات و تنگناههاي توليد در قالب سازمانهائي خودگردان متشكل شوند.
از همين نقطه هست كه تعاونيها ميتوانند اشكال مثبتي از اين تشكلها باشند. نميتوان ادعا كرد كه تعاونيها منجي تمام مشكلات اقتصادي جامعه ماست. اما نقش تعاونيهاي واقعا تعاوني ( نه تعاونيهاي دولتي و دستوري ) بعنوان يك نقش مردمي در جامعه اسلامي ما داراي ارزشهاي ديني خاص خود است و بايد بتوانيم وعده الهي را در بعد اقتصادي بمرحله اجراء درآوريم. زيرا تعاونيها قادر به توانمند كردن منابع ما در مرحله قطع كامل وابستگي و حصول خودكفائي ميباشند.
اين واقعيتي است كه تعاونيها در صورت داشتن برنامه ريزي و نظم و اتخاذ شيوه هاي مردمي و استفاده از تجربيات گذشته و مثبت ؛ اثرات اقتصادي چشمگيري در جهت خودكفائي و قطع وابستگي و همچنين از نظر اشتغال زائي برجاي گذارند كه در صورت نه فقط به دولت مستقيما كمك ميكنند ؛ بلكه در پاره اي از موارد از بار دولت نيز بكاهند و از گسترش بي رويه سيستم دولتي و از فربه تر شدن هر روزه آن ممانعت بعمل آورند.
باصطلاح اگر روي تعاونيها كارهاي اساسي( والبته با فراخواني از نيروهاي بالنده از نظر فكري و نه لزوما با اتكاء به همين مديران يخزده و فسيل شده موجود كه بر اساس روابط خاصي بر مصادر مديريتي تكيه زده اند ) بشود ، نه تنها از بارهاي دولت در تمامي زمينه ها بويژه زمينه هاي مالي ميكاهند، بلكه با تجهيز امكانات اعم از سرمايه و... مشاركت مردم را در صحنه اقتصادي كشور بصورتي عادلانه تر شاهد خواهيم بود و همچنين بعنوان بازوي قوي اقتصادي براي سيستم دولتي ميتوانند نقش آفريني نمايند.
موضوع :
پيشنهاد طرح تعاوني توليدكنندگان ابريشم ؛ موضوع اصلي ما در اين مقال ميباشد. پرورش كرم ابريشم يا نوغانكاري بعنوان يك شغل جانبي و بعضا شغل اصلي بسياري از روستائيان خطه كوهستاني مازندران بوده است كه از ساليان متمادي بعنوان يك منبع درآمد بعضا اصلي رايج بوده است و قسمت اعظمي از خلاء اشتغال رابوسيله اين فعاليت مفيد پوشش ميداده است.
سابقه كشت نوغان يا همان پرورش كرم ابريشم در مناطق روستائي ؛ بالاخص مناطقي كه شرائط كاشت درخت توت و ايجاد توتستان بيشتر فراهم بود؛ به صدها سال قبل از اين ميرسيده كه گويا در بعضي از مناطق اين كار با فرهنگ مردم هم حتي عجين شده بود.
متاسفانه بدليل بي توجهي به اين محصول مهم و استراتژيك ؛ كار توليد آن بطريق سنتي با كيفيت پايين و كميت بمراتب پايين تر از اين دنبال ميشود. در صورتي كه محصول نهائي اين بخش از كشاورزي جنبه صادراتي داشته و مهمتر اينكه ميتواند بعنوان منبع عظيم درآمدي براي خانوارهاي روستائي در جهت فقر زدائي آنان مثمر ثمر باشد.
توجه و برنامه ريزي به اين بخش از كار توليدي كه زمينه آن در روستاهاي منطقه مازندران بخوبي موجود ميباشد؛ همانطوريكه عرض شد؛ علاوه بر مثبت بودن در اقتصاد خانوار روستائي ، ميتواند بعنوان يك محصول ذيقيمت صادراتي كه جنبه ارزآوري هم دارد، مطرح باشد. لذا اميد است با متشكل كردن نوغانكاران در قالبهاي سازمانهاي تعاوني جهت ، توليد بيشتر و كيفي تر محصول ، در احياء آن كوشا باشيم. تشكل نوغانكاران بصورتي كه هم براي آنان امكان سرمايه گذاري بيشتر و خريد ابزار و آلات مربوطه فراهم آيد و هم توان اخذ وام از بانك را جهت گسترش اين رشته از توليدات داشته باشند و از همه مهمتر آنكه از طريق تشكل آنان ميتوان روش و اصول صحيح پرورش كرم ابريشم را آموخت. علاوه بر اينها كوتاه كردن دست واسطه ها كه با خريد ارزان اين محصول اقدام به چپاول نوغانكاران مينمايند؛ از طريق تعاوني ممكن است.
مهمترين نقشي را كه تعاونيها ميتوانند با تشكل نوغانكاران داشته باشند؛ عرضه و ارائه خدمات بهتر و بيشتر ، بالا بردن كيفيت و مرغوبيت ابريشم و كوتاه كردن دست واسطه ها و... ميباشد؛ بالاخص نقش ترويجي و آموزشي.
علي ايحال اميد است با مطالعه كامل اجتماعي – اقتصادي و زمينه يابي تشكيل تعاوني در نواحي ائي كه كار توليد ابريشم صورت ميگيرد و هم چنين با توجه بيشتر دستگاههاي ذيربط توفيق آنرا پيدا كنيم كه در احياء اقتصادي كردن اين محصول استراتژيك كوشا باشيم.
هدف طرح :
سازمان جديدي كه تحت عنوان " شركت تعاوني فراگير توليدكنندگان ابريشم " در صحنه اجتماعي و فعاليت هاي اقتصادي منطقه ظاهر ميشود؛ مسلما نقش ؛ وظيفه يا كاركرد خاصي را در جامعه مورد نظر ؛ آگاهانه و با بينش دقيق قبلي تشكيل دهندگان و اعضاء صورت بگيرد و يا آنكه اين آگاهي بطور روشن و صريح در ذهن ايجادكنندگان و اعضاء نباشد، كه در صورت اول ضمانت قوي و محكمي براي تعميق انديشه تعاوني و استمرار فعاليتهاي تعاوني وجود دارد و در صورت دوم دورنماي مبهمي از تعاوني و استقرار آن وجود دارد؛ علي ايحال در تشكيل تعاوني هدف يا هدفهائي وجود دارد.
در خصوص نقش و كاركرد اين تعاوني در يك جامعه خاص ما نمي توانيم آن را در يك واحد قرار داده و بررسي كنيم . بلكه در چند چهار چوب مجزا بايد به بررسي كاركرد آن پرداخت كه بتوانيم تصوير دقيق تري از مسئله بدست آوريم .
الف _ بد وًا به عملكرد كلي تعاوني مي پردازيم و در اين رابطه شركتهاي تعاوني صرف نظر از انواع و اشكال مختلف خود ( توليد ،توزيع ، اعتبار ، مصرف و ... ) اثر و عملكرد اجتماعي _ اقتصادي مشخص و واحدي دارند و به زبان ديگر اين كاركردها ، عام و كلي اند و براي همه ي انواع تعاوني ها يكسان است . گرچه نحوه تحقق و شيوه اعمال اين تاثيرممكن است در مورد تعاونيهاي مختلف متفاوت باشد. اين عملكردها را ميتوانيم عبارت بدانيم از:
1- ايجاد عدالت اجتماعي و توزيع بهتر و مناسبتر ثروت در جامعه . اين بخش از عملكرد تعاوني دو جنبه اي است. يعني هم تاثير اجتماعي داشته و هم تاثير اقتصادي. يعني موجب كاهش و يا جلوگيري از روند ناعادلانه شكافهاي عميق و اختلافات شديد بين اقشار مختلف جامعه ميشود. يعني از دو قطبي شدن جامعه ( فقير و غني ) و ايجاد مشكلات و درگيريهاي اجتماعي جلوگيري ميكند.
2- نشر و توسعه ارزشهاي نو و قابليتهاي تازه و روحيه همكاري و تعاون در اجتماع. مردم مي آموزند كه مسائل و مشكلات خويش را ( مالي و غيرمالي) بر روي هم بريزند و در راه هدف مشترك و واحدي مورد استفاده قرار دهند. چگونه و چطور در قالب سازمان مشخص و رسمي " تعاوني " به فعاليت مشترك اقدام كنند. چگونه اين سازمان را اداره كنند و چه افرادي را بعنوان صالح ترين براي مديريت برگزينند. چگونه ضمن مشاركت مستقيم در تصميمگيريها و حتي الامكان اجراي تصميمات به كنترل و نظارت در تعاوني بپردازند. ضمنا اينهمه تجربيات و آموخته ها مسلما در قالب نسبتا محدود و بسته يك تعاوني محصور نخواهد ماند، در زندگي روزمره ، درجامعه مورد استفاده و كاربرد قرار خواهند داد.
افراد چنين جامعه اي كه اين آموزشها را از طريق تعاوني اخذ نموده اند قطعا خواهند توانست در امور جامعه بزرگي كه در آن زندگي ميكنند نيز مشاركت نمايند و قابليتهاي عملي و تجربي براي انجام چنين امر خطيري را بدست خواهند آورد. بسبب اين جنبه از تاثير تعاونيها در اجتماع است كه گفته ميشود تعاونيها در كنار جنبه اقتصادي داراي وجه اجتماعي نيز هستند. در حاليكه سازمانهاي غير تعاوني فقط بعنوان يك موسسه اقتصادي بمنظور تحصيل سود و اكثرا نيز بدست آوردن حداكثر سود ممكن است بفعاليت بپردازد.
اجراي چنين نقشي در جامعه اي كه تكاتر و تجمع ثروت در دست اقليتي كوچك بسرعت شكل ميگيرد و انبوه عظيمي از خلق الله در فقر و فلاكت و بدبختي بسر ميبرند و همچنين روحيه فردگرائي و بي توجهي به مصالح و خواستهاي ديگران و پايمال نمودن منافع همنوعان رواج داردع ميتواند نقش اميدواركننده اي داشته باشد. بايد مكانيزم يا ابزاري بوجود بيايد كه بر رشد لجام گسيخته سرمايه داري و چپاول ، كنترلي اعمال نمايد. بايد تعديلي در مشكلات مردم بوجود آيد، بخصوص شكاف موجود بين اقشار بي درآمد و كم و درآمد با گروههاي ثروتمند و كسانيكه سرمايه هاي بي حسابي را به چنگ آورده اند را از ميان برداشت.
لذا تعاونيها و شيوه تعاوني ( نه نظام تعاوني ) كم و بيش به اين انتظار جواب مثبت خواهند داد. لازم به اشاره است كه ميزان توان تعاونيها در اعمال چنين تاثيراتي در جامعه ( توزيع عادلانه ثروت ؛ دادن آموزش به افراد اجتماع ) بستگي مستيم به رشد كمي و همچنين خصوصيات كيفي تعاونيها ( منظور وجود خصلت و ماهيت تعاوني ) دارد.
ب - در قالب دوم به بررسي تاثير اين تعاوني بصورت مستقل مي پردازيم. در اين قالب مسلما تاثير تعاوني در حوزه مشخص فعاليت آن را مورد توجه قرار ميدهيم و بعبارت ديگر مطالعه اي بخشي يا خرد صورت ميگيرد.
هدف از طرح تعاوني نوغانكاري ( پرورش دهندگان ابريشم ) :
1- ايجاد انسجام و سازماندهي فعاليتهاي توليدي كه بصورت متفرق و غير هماهنگ در سطح روستا موجود است. كار نوغانداري بصورت پراكنده با امكانات بسيار محدود و اطلاعات علمي بسيار ناقص بصورت سنتي با كيفيتي پايين انجام ميشود. اميد ميرود با تشكيل تعاوني ضمن تشكل آنان ، انسجامي را در جهت آموزش صحيح كشت و بالا بردن توليد بوجود آورد.
2- بالا بردن سطح زندگي روستائيان و محروميت زدائي . كار پرورش كرم ابريشم يكي از كارهاي توليدي با منبع درآمد زيادي ميتواند مطرح باشد كه در كنار كشاورزي روستائيان ميتوانند با درآمد حاصله به وضع بهداشت و آموزش و رفاه خويش رسيدگي نمايند.
3- بالا بردن روحيه تعاون و همكاري بعنوان اصلي ترين متغير و عامل توسعه. انجام برنامه هاي توسعه اقتصادي و اجتماعي ، بدون برقراري شيوه تعاوني و مشاركت دادن خود مردم در امورات مربوطه امري ناممكن خواهد بود. لذا تشكيل اين تعاوني با تاثير گذاري بر روحيه آنان اين آمادگي را در آنان بوجود خواهد آورد كه پذيراي برنامه هاي توسعه باشند.
4- ايجاد اشتغال و درآمد. پرورش كرم ابريشم بعنوان يك شغل جانبي و بعضا شغل اصلي مردم در مناطقي كه از كشاورزي پر رونقي برخوردار نيستند ( بخصوص نواحي كوهستاني ) ميتواند جنبه اشتغالزائي بالائي داشته باشد. و اين امر در رفع مشكل بيكاري بي نهايت موثر است. اشتغال از يك ديدگاه هدف است. باين معني كه بيكاري منشاء هر گونه احساس پوچي كردن و تهي شدن شخصيت انساني و در نتيجه فساد است. از طرف ديگر ميزان بالاي سودآوري اين رشته از كار توليدي كه چندين برابر كار كشاورزي ( برنج و گندم ) مي باشد، ميتواند موضوعي مهم در رفع معضلات و مشكلات رفاهي روستا و خانوارها گردد.
5- افزايش توليد در جهت قطع وابستگي به اجانب و خودكفائي و صادرات.
6- كشف و پرورش استعدادهاي نهفته در منطقه.
7- تعميم و تعميق مفهوم واقعي مشاركت مردم در امور ( نقش دادن مردم در امورات مربوط به خويش )
8- ارائه خدمات بيشتر و بهتر به نوغانكاران در جهت توليد بيشتر و مرغوبتر.
دلايل ( توجيه ) اجراي طرح :
1- فراهم يا مساعد بودن زمينه تشكيل تعاوني با توجه به مشكلاتي كه نوغانداران فعلا دارند.
2- بالا بودن درصد پرورش دهندگان كرم ابريشم در مناطق روستائي مازندران ، بصورتي كه استان مازندران دومين استان مهم كشور در پرورش كرم ابريشم مي باشد.
3- ايجاد اطمينان نوغانكاران در خصوص داشتن درآمد كافي.
4- سهل الوصول بودن توليد . كار پرورش كرم ابريشم چندان احتياج به زمين خاصي ندارد و ميتوان در حواشي زمينهاي كشاورزي درخت توت كاشت و اقدام كرد و همچنين از تكنولوژي پيچيده برخوردار نيست و هر روستائي با آموزش جزئي ميتواند براحتي اقدام به آن نمايد.
5- داشتن سابقه پرورش در استان مازندران در مناطق روستائي.
6- كوتاه يا محدود بودن زمان پرورش كرم ابريشم كه حداكثر 45 روز ميباشد.
7- كاربر بودن جريان توليد كه با سرمايه اندكي هم ميتوان اقدام به كار پرورش كرد.
8- قطع دست واسطه ها و دلالان – معمولا افراد دوره گرد و واسطه ها با مراجعه به توليد كنندگان محصولات آنان را به قيمت ناچيزي ميخرند و در بازار آزاد به قيمت گراني ميفروشند و بدون انجام هيچگونه كاري در توليد از محصول و دسترنج نوغانكار ميخورند.
9- ارائه خدمات و سرويس دادن بهتر و سريعتر به نوغانكاران.
10- صنعتي كردن و اقتصادي نمودن توليد – معمولا بصورت سنتي و ناصحيحي كار پرورش دنبال ميشود كه ميتوان از طريق تعاوني آموزشهاي لازم را در جهت پرورش عملي به آنان آموخت.
11- ارائه وام و دادن اعتبارات لازم بمنظور بالابردن توليد.
12- توزيع عادلانه درآمد و فروش عادلانه محصول.
13- تحويل بموقع تخم نوغان به نوغانكاران.
14- تهيه مواد اوليه براي صنعت فرش كه از اقلام صادراتي كشور است.
15- ارزآوري و صادراتي بودن محصول.
16- تقويت بنيه مالي مردم نوغانكار روستائي.
17- ايجاد كارگاههاي نخ كشي جهت تبديل پيله به نخ ابريشم توسط خود نوغانكاران از طريق تعاوني.
18- جلوگيري از روند مهاجرت روستائيان به شهرها بخصوص جلوگيري از نيروهاي فعال روستائي.
19- سپردن كار بدست خود نوغانكاران و كم كردن هزينه هاي دولتي و ماموران اجرائي.
20- يك كاسه كردن سرمايه هاي متفرق در جهت كار پرورش.
و دلائل متعدد ديگري كه ضرورت تشكيل و تشكل و رسيدگي سازمان يافته به معضلات و مشكلات نوغانكاران را مي طلبد و ما را بر آن داشت تا طرحي اجمالي را تهيه و هم خويش را مبني بر تشكيل تعاوني قرار دهيم تا از اين رهگذر ضمن رسيدگي به مشكلات نوغانكاران در جهت بازدهي بيشتر اين محصول استراتژيك و صادراتي و مهم كوشا باشيم.
نحوه اجراي طرح
حدود پنجاه هزار (50000 ) خانوار در ايران مشغول كار پرورش كرم ابريشم ميباشند كه به ترتيب الويت دراستانهاي گيلان – مازندران – خراسان – آذربايجان – اصفهان و تا حدودي هم كردستان وجود دارند.
سالانه حدود يكصدو شصت هزار (160000 ) جعبه تخم نوغان ( سال 1368 ) در كل كشور بين نوغانداران توزيع ميشود كه از اين تعداد يكصد و پنجهزار (105000) جعبه در گيلان و حدود سي و يك هزار (31000) در مازندران و بقيه در ساير استانها توزيع شده است.
در استان مازندران در شهرستانهاي ساري – قائمشهر – بابل – نوشهر و رامسر كار نوغانداري رواج بيشتري دارد.
نحوه اجراي طرح بدينصورت خواهد بود كه بدوا در شهرستان ساري و مناطق تحت پوشش آن اقدام به تشكيل تعاوني نموده تا بتدريج پس از كسب تجربيات و آمادگيهاي بيشتري در آتيه نزديك در تمامي شهرستانهاي مربوطه اقدام به تشكيل تعاوني شود و سپس يك اتحاديه مركزي تعاونيهاي پرورش دهندگان ابريشم در مركز استان جهت رسيدگي به تعاونيهاي هر شهرستان ايجاد شود.
در سطح يك شهرستان هم از بخشهائي كه بيشترين تعداد نوغانكار تشكيل شده است، شروع ميشود.
نمونه ( مثال ) نمودار پيشنهادي

البته شهرستانهاي ديگرهم درچارت فوق گنجانده ميشوند كه ما در اينجا تنها بجهت مثال اين نمودار را ذكر كرديم. در ذيل هر شهرستان هم ميتوان در بخشها و مراكز هر شهرستان مراكزي را براي تعاوني هر بخش يا مركز تدارك ديد.
پيشنهاد ميگردد از بخشهاي هر شهرستان اجراي كار شروع شود و يك شركت تعاوني نهايتا در شهرستان تشكيل شود. يعني از هر بخش زيرگروههائي جداگانه از نمايندگان تعاوني جهت عضويت در هيات مديره شركت تعاوني شهرستان انتخاب شوند كه اين كار دو مزيت دارد. اول آنكه از نمايندگان هر بخش در هيات مديره شركت تعاوني شهرستان وجود دارد و دوم آنكه امكان استفاده از افراد نخبه تر و مدير در مديريت تعاوني بيشتر است.
در خاتمه اميد ميرود با قبول و اجراي طرح از جانب مبادي مربوطه گامي در جهت سروسامان دادن در وضعيت توليدي اين محصول استراتژيك و ارزآور و همچنين نوغانكاران برداريم و خدمتي در حد توان در راه قطع وابستگي و شكوفائي اقتصادي كشور برداريم./. والسلام
محمود زارع
15 / 2 / 1368