بسمه تعالی
مفهوم بعضی از واژه های مهم اقتصادی " قسمت اول "
محمود زارع
مازندران . ساری
Mahmood.zare@gmail.com
مزیت نسبی : مزیت نسبی هر کشور نسبت به یک کالا وقتی حاصل میشود که آن کالا در مقایسه با کالای تولید شده کشورهای دیگر ؛ دارای هزینه تمام شده کمتر و قیمت ارزانتر باشد.
بهره وری : دانش و تکنولوژی استفاده بهینه از منابع نیروی انسانی ؛ مهارتها؛ ماشین آلات و اطلاعات بمنظور حصول به بهترین نتایج است.
داده یا نهاده : عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدماتی که برای تولید یک کالا مورد استفاده قرار میگیرد.
ستاده یا ستانده : ستاده در هر بخش اقتصادی عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدمات تولید شده که در سایر بخشها بعنوان مصارف واسطه و یا برای مصرف نهائی مورد استفاده قرار میگیرد.
خالص درآمد عوامل تولید از خارج : عبارتست از درآمدهای حاصل از کار و سرمایه اتباع کشور در خارج , منهای درآمد حاصل از کار و سرمایه اتباع سایر ممالک در کشور.
درآمد عوامل تولید : عبارتست از درآمد حاصل از کار , مالکیت و کارفرملئی که بترتیب بصورت مزد و حقوق , بهره , اجاره و سود به عوامل تولید تعلق میگیرد.
استهلاک سرمایه ثابت : ارزش یا هزینه جانشینی آن مقدار از دارائیهای ثابت است که در یک دوره حسابداری در نتیجه فرسودگی ضمن تولید, از مدافتادگی متعارف و خسارتهای اتفاقی از بین میرود.
امید زندگی : شماره سالهای زندگی که بطور متوسط هر فرد دارد.
قیمت تعادلی : قیمتی که در آن, مقدار تقاضای یک کالا کاملا برابر با مقدار عرضه آن است. معمولا به این قیمت؛ قیمت صاف کننده بازار نیز گفته میشود.
بار تکفل : در یک جامعه , کودکان زیر پانزده ( 15 ) سال و سالمندان بالای شصت و پنج ( 65 ) سال که جزء جمعیت فعال کشور محسوب نمیشوند, آنها را بار تکفل اقتصادی میگویند. مفروضا بار کفالت آنها بر دوش نیروههای فعال جامعه ( 65 – 15 سال ) میباشد.
فقر مطلق : عدم برخورداری از یک سطح حداقلی درآمد معیشتی معین است که برای ادامه بقاء و جهت تامین نیازهای اصلی جسمانی , غذا , پوشاک و مسکن , ضروری است.
کم کاری پنهان : کارکنانی که ظاهرا شاغل هستند اما در واقع بیشتر اوقات خویش را صرف فعالیتهای غیر مفید میکنند.
بیکاری پنهان : در این نوع از بیکاری شخص بظاهر دارای شغل است در حالیکه به تولید ملی کشور چیزی اضافه نمیشود. اقداماتی مانند واسطه گری و دلال بازی و امثالهم.
کم کاری : کارکنان و افراد شاغلی که بدلائل عدیده ای کمتر از توانائی خود کار کنند.
بیکاری فصلی : در این نوع از بیکاری , افراد در بعضی از فصول سال مشغول بکار هستند و در مابقی فصول یا زمانها بعلت نداشتن کار, بیکار هستند. مانند بعضی از زارعینی که تنها در فصول بهار و تابستان شاغل هستند , اما در نیمه دوم سال بعلت نداشتن کار کشاورزی, بیکار می مانند.
بیکاری اداواری : این نوع از بیکاری در اثر نوسانات فعالیتهای اقتصادی کشور ایجاد میگردد. مانند بیکاری در زمان رکود اقتصادی و...
رشد اقتصادی : بطور خلاصه عبارتست از افزایش مقدار تولید ملی کشور نسبت به سال قبل.
نرخ رشد اقتصادی : عبارتست از درصد تغییرات تولید ملی نسبت به سال قبل. و بدینطریق محاسبه میشود :
. 100 = G GNPt – GNPt-1
GNPt – 1
G = نرخ رشد اقتصادی
GNPt = تولید ناخالص ملی سال جاری
GNPt – 1 = تولید ناخالص ملی سال قبل
بیکاری ساختاری : این نوع از بیکاری ناشی از ماهیت پویای ترکیب محصولات و مشاغل در اقتصاد یک کشور است که عامل بروز آن عدم سازگاری مهارتها و محل جغرافیائی زندگی کارگران با فرصتهای موجود اشتغال است. عامل موثر دیگر در اینخصوص تحرک شغلی است.
بیکاری اصطکاکی : بیکاری ائی که زائیده نواقص فنی بازار کار باشد. مثلا ؛ شرکت برای مدتی فروش نداشته باشد و کارگران برای مدتی بیکار باشند. و یا فردی از شغل خویش استعفاء داده و میخواهد شغل جدیدی را بیابد, در حدفاصل این دو وضعیت این فرد بیکار می ماند.
بیکاری آشکار : نوعی از بیکاری میباشد که افراد قادر و مایل به کار میباشند اما شغلی برای آنها پیدا نمیشود.
بیکار : کسانی که شاغل محسوب نمیشوند و در 7 روز قبل از مراجعه مامور آمارگیری دارای سه خصوصیت زیر باشند:
1- فاقد کار ( دارای اشتغال مزدبگیری یا خوداشتغالی نباشند )
2- آماده برای کار( برای اشتغال مزدبگیری یا خوداشتغالی آمادگی داشته باشد)
3- جویای کار باشد.
نرخ بیکاری : درصد جمعیت بیکار به جمعیت فعال را نرخ بیکاری میگویند.
نرخ بیکاری = 100 . جمعیت بیکار
جمعیت فعال
بیسوادی پنهان : باسوادانی که نحوه ی درست نوشتن و درست خواندن را ندانند.
نرخ باسوادی : درصد جمعیت در سنین پانزده ( 15 ) و بیشتر که قادر به خواندن و نوشتن باشند.
جمعیت فعال : به جمعیت حدفاصل 15 تا 65 سال اطلاق میشود که قادر و مایل بکار باشند. محصلین , سربازان , خانه دارها , دارندگان درآمدهای بدون کار و فعالیتهائی که منع قانونی دارند, جزء جمعیت فعال کشور منظور نمیشوند. در اینجا منظور از کار عبارتست از فعالیت فکری یا بدنی قانونا مجاز برای کسب درآمد.
سیاست مالی : کلیه اقدامات دولت بمنظور تعدیل درآمد ملی که در جهت تحقق اهداف اقتصادی اتخاذ میگردد اطلاق میشود.
سیاست پولی : تمامی تدابیر و اقداماتی که مقامات پولی ( مقامات بانک مرکزی ) جهت یاری دولت برای تحقق اهداف اقتصادی و ثبات قیمتها و حفظ ارزش پول , مینمایند را سیاست پولی میگویند.
تورم : افزایش عمومی , افسارگسیخته , نامتناسب, مداوم و خودافزای قیمتها در طی یک دوره زمانی را گویند.
نقدینگی : مجموع حجم پول و شبه پول در اقتصاد را نقدینگی میگویند.
شبه پول : به سپرده های مدت دار و پس انداز و همچنین اسنادی که سرعت تبدیل به پول آنها بدون زیان قابل توجه ؛ خیلی زیاد است؛ اطلاق میگردد. مانند : اوراق قرضه, چک , سفته و...
ارزش پول : همان قدرت خرید پول یا مقدار کالا یا خدماتی که انسان میتواند با واحد پول خود بدست آورد؛ تلقی میگردد.
حجم پول : عبارتست ازمجموع اسکناس و مسکوک در دست مردم باضافه ی سپرده های دیداری بخش خصوصی نزد بانکها.
سپرده های غیر دیداری : به سپرده های پس انداز و مدت دار ( یکسال و بیشتر ) اطلاق میگردد.
سپرده های دیداری : آن دسته از سپرده های مردم نزد بانکهاست که بمحض مراجعه و درخواست صاحب سپرده قابل دریافت میباشد وغالبا به آن بهره ای تعلق نمیگیرد. یا سپرده هایی هستند که از طریق چک قابلیت نقل وانتقال دارند مانند حسابهای جاری.
سرمایه گذاری : انباشت سرمایه واقعی مانند تولید یا تعمیر ماشین آلات یا احداث ساختمان ( بمعنی اعم ساختمان ) یا بعبارت دیگر تمرکز کالاهائی که خود ؛ کالاو خدمات مختلفی برای مصارف آتی تولید میکنند. سرمایه گذاری هنگامی صورت خواهد گرفت که مصرف و تولید کالاهای سرمایه گذاری جاری که از آنها بمنظور تولید دیگرکالاها استفاده میشود ( کالاهای سرمایه ای ) قربانی مصرف آتی شود.
سرمایه گذاری در موجودی انبار : تغییرات در موجودی کالاهای تولید شده و مواد خامی که بنگاهها در انبارهایشان ذخیره میکنند.اگر این موجودی ها در حال افزایش باشند, سرمایه گذاری در موجودی انبار , مثبت است و اگر در حال کاهش باشند؛ این سرمایه گذاری ؛ منفی است. و اگر موجودی انبار تغییر نکند ( ثابت باشد ) سرمایه گذاری در آن ؛ صفر خواهد بود.
سرمایه گذاری ثابت : خریداری کالاهای سرمایه ای جدیدی است که بوسیله بنگاههای دیگر تولید شده است. مانند ماشینهای تولید شده؛ ساختمانهای ساخته شده, وسایل و تجهیزات اداری وامثالهم.
تولید ناخالص داخلی : ( GDP = Gross Domestic Product ) ارزش ریالی تمام کالاها و خدمات نهائی تولید شده توسط مردمی که در یک محدوده جغرافیائی زندگی میکنند؛ بدون درنظر گرفتن تابعیت آنها.
تولید ناخالص ملی : ( GNP = Gross National Product )ارزش ریالی تمام کالاها و خدمات نهائی تولید شده توسط مردمی که تابعیت مشترکی دارند؛ بدون اینکه در کجا زندگی میکنند.
شکاف تولید ناخالص ملی : ( GNP gap )اختلاف بین تولید ناخاص ملی واقعی و تولید ناخالص ملی بالقوه.
درآمد ملی : ( National Income )عبارتست ازمجموعه درآمدهای حاصل شده بوسیله خانوارها؛ ازجمله دستمزدها, اجاره ها , بهره دریافتی و سود در طول یکسال. برای ارزیابی اقتصاد یک کشور ( که در واقع تمام بنگاههای تولیدی کشور را شامل میشود ) مهمترین معیار ارزیابی در اینجا , درآمد ملی میباشد.
اعتبار: عبارتست از میزان منابع مالی پیش بینی شده بمنظور انجام فعالیتها و اجرای عملیاتی در جهت هدفهای مشخص و مورد نظر.
اعتبارات سرمایه ای : میزان ارزش پولی پیش بینی شده در قالب یک برنامه یا طرح , بمنظور صرف هزینه در جهت سرمایه گذاریهای اقتصادی – اجتماعی را اعتبارات سرمایه ای گویند.
کالاهای سرمایه ای یا واسطه ای : به کالاهایی که در فرآیند تولید بعنوان نهاده یا عامل در تولید سایر کالاها و خدمات بکار میروند.
کالاهای مکمل : کالاهائی هستند که بتنهائی مصرف نمیشوند بلکه بهمراه کالاهای دیگر بمصرف میرسند.
کالاهای جانشین : کالاهائی هستند که دارای جانشین میباشند. یعنی بجای یکدیگر میتوانند مورد استفاده قرار بگیرند. مانند گوشت گاو و گوشت گوسفند یا قند و شکر و...
کالاهای نرمال : ( Normal good,s )کالاهائی هستند که در اثر افزایش درآمد , تقاضا برای آن کالا افزایش می یابد.
کالاهای پست : کالاهایی هستند که در اثر افزایش درآمد تقاضا برای آن کالا کاهش می یابد.
کالای گیفن : ( Giffen good ) کالای گیفن نوعی کالای پست است که اثر درآمدی آن بزرگتر از اثر جانشینی بوده و تقاضا با بالا رفتن قیمت , افزایش می یابد. منحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است. بعبارت همه فهم تر؛ کالاهای پستی که قانون تقاضا ( با افزایش یا کاهش قیمت, تقاضا برای آن کالا , افزایش یا کاهش می یابد ) را نقض کند. انتخاب کالاهای عادی, پست و گیفن , بستگی به انتخاب هر شخص دارد.
کارمزد احتسابی : بنگاهها ی تولیدی بخشی از پول خود را بصورت حساب جاری نزد بانکها نگهداری میکنند و بانکها به اینگونه حسابها سود یا بهره ای پرداخت نمیکند و در عوض بعضی از کارهای بانکی آنها را بدون دریافت حق الزحمه انجام میدهند. زیرا بانکها با دادن وام از محل بخشی از سپرده های جاری ؛ سود یا بهره دریافت میکنند. این سود یا بهره دریافتی بعنوان کارمزد احتسابی تلقی میشود.
قیمت بازار و قیمت عوامل : قیمت بازارعبارتست از قیمت متداول بازار برای کالاها و خدمات که شامل مالیاتهای غیرمستقیم نیز میشود. با کسر مالیاتهای غیرمستقیم ارزش کالاها و خدمات به قیمت عوامل ( پرداخت به عوامل تولید در ازاء تولید کالاها و خدمات ) محاسبه میشود.
قیمت جاری و قیمت ثابت : در صورتی که برای تعیین ارزش کالاها و خدمات , قیمت متداول روز انتخاب شود؛ ارزش کالاها و خدمات به قیمت جاری بدست می آید . با حذف نوسانات قیمتها در طول زمان ارزش کالاها و خدمات به قیمتهای ثابت سال پایه ( سالی را بعنوان مبناء یا پایه قرار میدهند و کالاها و خدمات را بقیمت همان سال , ارزش گذاری میکنند ) محاسبه میشود.
ارزش افزوده : تفاوت بین ارزش کالاها و خدمات تولید شده و ارزش کالاها و خدمات بکار رفته در جریان تولید را ارزش افزوده گویند و بعنوان مهمترین شاخص عملکرد اقتصادی بشمار میرود. یا در تعریف دیگر ارزش افزوده ؛ ارزش اضافی ایجادشده در جریان تولید است. تفاوت بین ارزش ستانده و مصرف واسطه در هر فعالیت اقتصادی را ارزش افزوده ی ناخالص میگویند. پس از کسر مصرف سرمایه ی ثابت از ارزش افزوده ی ناخالص؛ ارزش افزوده ی خالص بدست می آید.
آمایش : درهم کردن پدیده ها و بنظم در آوردن آنها یا بعبارت دیگر آنچه در یکدیگر مخلوط شده را به نظم در آورده و آراسته میکنیم.
آمایش سرزمین : تنظیم رابطه بین انسان , فضا ( منظور از فضا؛ محیط زندگی , قوانین تدوین یافته و محل انجام فعالیتها میباشد ) و فعالیتهای انسان در فضا بمنظور بهره برداری منطقی از جمیع امکانات در جهت بهبود وضعیت مادی و معنوی اجتماع براساس ارزشهای اعتقادی با توجه به سوابق فرهنگی و ابزار علم و تجربه در طول زمان میباشد.
برنامه ریزی : عبارتست ازیک جریان آگاهانه بمنظور دستیابی به اهداف معین که انجام یک سلسله اقدامات و فعالیتهای هماهنگ را در چارچوب امکانات و محدودیتهای شناخته شده در آینده پیش بینی میکند.
برنامه : به مجموعه ای از طرحهای هماهنگ اطلاق میشود. مانند برنامه عمرانی روستا ( شامل طرحهای راه روستائی , برق روستائی , آب آشامیدنی و... ) یا بعبارت دیگر نمایش منظم یکسری فعالیت وابسته بهم و مربوط به یک رشته تصمیمات در ابعاد زمانی مختلف نامیده میشود. مانند برنامه های پنجساله توسعه اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی.
نظام برنامه ریزی : عبارتست از مکانیزم مشارکت کلیه نهادها و دستگاههای مختلف دولتی و غیردولتی در روند تصمیم گیریهای بلندمدت , میان مدت و کوتاه مدت مربوط به امور توسعه اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی کشور.
هدف : مجموعه خواسته هائی که با توجه به ارزشهای حاکم در هر فعالیت شکل میگیرد .
استراتژی ( راهبرد ) : به مجموعه خط و مشی های کلی که راه رسیدن به هدفهای برنامه را مشخص میسازد.
سیاست : مجموعه تدابیر و معیارهای فنی, مالی, قانونی, اجرائی و... که موجبات دستیابی به اهداف برنامه را فراهم مینماید.
محصول ناخالص داخلی : نتیجه ی نهائی فعالیتهای اقتصادی واحدهای تولیدی مقیم یک کشور در یک دوره ی زمانی معین است. محصول ناخالص داخلی به سه روش 1- تولید 2- هزینه 3- درآمد , محاسبه میشود.
نرخ فعالیت : از تقسیم تعداد جمعیت فعال ( شاغل و بیکار ) بر جمعیت 10 ساله و بیشتر ضرب در 100 بدست می آید.
قانون گرشام : ( Gresham,s Law ) اصلی است که بر طبق آن پول بد ( یا ارزان مثل نقره ) پول خوب ( یا گران مثل طلا ) را از جریان خارج میکند؛ زیرا مردم پول بد را خرج میکنند و پول خوب را نگاه میدارند!
ضریب جینی : ( Gini Coefficient ) ضریب جینی ؛ شاخص نابرابری درآمد است که از منحنی لورنز بدست می آید. درصورتیکه توزیع درآمد کاملا برابر باشد, این ضریب مساوی صفر و در صورتیکه توزیع درآمد کاملا نابرابر باشد؛ این ضریب مساوی یک (1) است. هر چه این ضریب کوچکتر باشد ؛ بیانگر آن است که درآمد عادلانه تر توزیع شده است!
نظریه بازیها : ( Game Theory ) بطور مختصر ؛ این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصار چندجانبه بکار میرود و استراتژیهای مختلف را مورد بررسی قرار میدهد.
هزینه فرصت از دست رفته : ( Alternative Cost )هزینه فرصت از دست رفته در تولید عبارتست از ارزش منابع بکار گرفته شده در مطلوبترین حالت ( شق ) آن. مثال : اگر فردی دارای شغل دولتی باشد و سالانه درآمدی معادل یک میلیون تومان داشته باشد, او باید بهترین موقعیتها را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد و برآورد نماید که آیا ادامه کار دولتی برای وی سودآورتر است یا آنکه باستخدام یک شرکت خصوصی درآید و مثلا درآمدی معادل دو میلیون تومان را کسب نماید. در چنین حالتی عقلائی است که فرد باستخدام شرکت خصوصی درآید. بدینترتیب در اینجا هزینه فرصت ازدست رفته این کارمند دولتی سالانه معادل یک میلیون تومان است. بعبارتی چنانچه این فرد در کار دولتی همچنان بماند , فرصت درآمد یک میلیون تومان در سال را از دست داده است.
اصل توانایی پرداخت مالیات : ( Abilitiy to pay principle of taxation ) بر پایه این اصل , مالیات باید متناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود.
برتری مطلق : ( Absolute Advantage ) برتری مطلق یک کشور یا یک واحد تولیدی در عرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب است.
منابع :
جعفری صمیمی و فرجادی / واژه نامه اقتصادی و برنامه ریزی / انتشارات دانشگاه مازندران آذر68
بانک مرکزی ایران / حسابهای ملی ایران (56 – 1338 ) /بانک مرکزی ایران ؛ تهران 1360
.......
http://www.bahoo.blogfa.com
http://www.sorbon.blogfa.com