تبليغاتX
عزیزم همه مشکل دارند تو تنها نیستی

عزیزم همه مشکل دارند تو تنها نیستی

از مازندران ساری زارع یکی مثل تو هستم ولی می دونم همیشه یکی بفکرم هست که از همه قویتر و مهربونتره

 

 

لفظ و معني

  

 

       هر حرفي را حقيقتي است كه لزوما در لفظ به تمام نمي آيد. الفاظ در واقع پرسش است .
اينكه قرآن فرموده است : خداوند با موسي تكلم كرده است . ايا به اين مفهوم است كه با الفاظ و حروف تكلم كرده است . مسلما خير. در واقع يك كلام نفساني است . حقيقتي تنزل يافته ( نازل شده ) به آسمان زمين و تا رسيده به زمين بصورت قطعه قطعه (آيات ) و در پوشش لفظ و حرف كه در رهنموني به آن واقع و حقيقت. اين الفاظ لزوما گوياي گويا نخواهند بود لذاست كه ميگويند قرآن هفت بطن بلكه هفتاد بطن دارد .
معاني هرگز اندر حرف نايد
كه بحر قلزم اندر ظرف نايد.


پنجشنبه هشتم دی 1384 |

 

طرفه العين

   

 

       طرفه العين معادل يك چشم بر هم زدني نيست. بلكه هزار برابر بيشتر و سريعتر از يك پلك زدن عادي است.
معني طرف . پلك چشم نيست بلكه نگاه كردن با گوشه چشم است. يعني شعاع ديده و بصر كه از چشم خارج و به اشياء مي افتد و بواسطه قاعده انعكاس و شكستگي نور برميگردد و از آن اشياء به چشم ميرسد . حتي از آن هم سريعتر .
قران در قضيه آوردن تخت بلقيس نزد سليمان بوسيله يك جن نمي فرمايد كه تخت را آورد بلكه ميفرمايد تخت را در برابر خود ديد!!!!!


پنجشنبه هشتم دی 1384 |

 

قلم و ...

                      ن والقلم و ما يسطرون

      خداوند قلم و کتابت. حضرت امير (ع) فرمود :

            اگر عالمی علم خود را کتمان کند. بدبوترين افراد در قيامت خواهد بود.

     ..... فرض اوليه. پيش شرط يا صغرای قضيه را من نميتوانم اثبات کنم. همان عالم بودن را ميگويم ولی چنانچه با تعريفی ساده از عالم به معنی هر آنچه که ميدانی( بدون مراد داشتن از جنس صيغه مبالغه آن. چون نفرموده اعلم...) . بگيريم. صغری منطقی جور شده است. برای احتراز از بدبوئی در قيامت . نبايستی کتمان کرد . چه تشبيه عارفانه ای!! دانائی . گل و بو و رايحه خوش است. کتمانش يعنی عدم انتشار رايحه نيکو . عدم بوی خوش . يعنی بد بوئی. آنچنان فاصله دنيا تا قيامت قريب است که مدت زمان بقاء بوی خوش يا بد (مطلق بو) آنچنان تازگی دارد که در قيامت بوضوح حس ميشود.

     خلاصه از انگيزه های اصلی اين بنده ناچيز همين تعهدی بود که در خود احساس ميکنم. بدون ادعا عرض ميکنم. از حق سبحانه تعالی تقاضای توفيق در انجام رسالتی را که احساس ميکنم را دارم.

                  قيدوالعلم بالکتاب

                  با نوشتن علم را دربند کنيد

                                   پيامبر(ص)


پنجشنبه هشتم دی 1384 |

 

آرزو دارم

 

               بسمه تعالي

     آرزو دارم كه اندوه قلبي ام را خداوند برطرف فرمايد؛ بوسيله همنشينان مؤمن به حق. همان مؤمنيني كه اگر در اطراف و اكناف زمين نبودند ، آدميان زمين و آسمان را منكر ميشدند و خداوند قطعا بنحو ديگري با بشر معامله شايد ميكرد!

     انسانم آرزوست. غم در دلم گهگاهي به جوشش مي آيد، از اينكه در پيرامون عزيزي مؤمن و متقي و دوست واقعي مشاهده نمي كنيم. چقدر مشتاق مؤانست و مكالمه با آنهايم. از نبودشان چقدر دلتنگم. چقدر با آنها بودن اندوها را مي زدايد. بقول بزرگي آنان در ميان مردم از گوگرد سرخ كمياب تر و عزيزترند.

     زينت آنان خاموشي طولاني و پوشاندن سرّ و نماز و زكوة و حج و روزه و مواسات با برادران، در حال سختي و راحتي است.

                                  نفسم بمن ميگويد كه ؛ آدم بشناس و فريب نخور!

     در كتابي مطالعه ميكردم كه بنقل از حضرت رضا (ع) آورده بود:

     اگر كسي را ديديد كه ظاهري آراسته دارد و سري براه و آهسته و نرم سخن ميگويد و در حركات خود فروتني و تواضع نشان ميدهد، مبادا كه فريفته او شويد. چه بسيار آدمي كه از بدست آوردن اين دنيا و ارتكاب معاصي و محرمات بعلت ناتواني جسم و يا ترس و بزدلي وامانده شده و دين را چون دامي براي شكار خود برگزيده است و پيوسته مردم را با ظاهر فريبنده خويش مي فريبد و اگر دسترسي به حرام مي يافت از ارتكاب آن دريغ نداشت. باز اگر ديديد كه وي از اعمال نامشروع پرهيز و گريز دارد مباد كه بدامش افتيد كه تمايلات و شهوات مردمان گونه گون است. چه بسيارند آنها كه از مال حرام هر قدر باشد صرفنظر ميكنند ولي در برابر زيبائي زني بدكاره به آلودگي گناه دچار ميشوند. تازه اگر در چنين موارد نيز متقي و خويشتن دار باشد باز هم بدام او گرفتار نشويد، بلكه بايد در ميزان خرد و خردمندي چنين مردمي بنگريد. چه بسا كساني كه از اعمال زشت و ناروا دوري ميگزينند وليكن در راه و روش خويش از عقل و خرد دستوري نميگيرند. آنچه را كه اينگونه مردم بسبب جهل و ناداني خود فاسد و تباه ميسازند بيشتر از چيزهائيست كه با خردمندي خويش درست و شايسته انجام ميدهند. اينك اگر كسي را داراي عقلي متين و استوار يافتيد باز هم باو تمكين نكنيد مگر آنكه بنگريد و ببينيد كه آيا وي بنيروي عقل خويش بر هواي نفس خود پيروز شده است و يا اينكه هواي نفس برتو، عاقله اش چيره است پس بدقت او را بيازماييد كه تا چه حد برياست و مقام اين جهاني دلبسته و مايل است و يا آنكه به چه ميزان نسبت به آن بي اشتياق و بي رغبت است، زيرا كه در ميان مردم كساني هستند كه بخاطر دنيا از دنيا چشم ميپوشند و خود را آزاده و زاهد نشان ميدهند كه در حقيقت اينان خسرالدنيا والاخره و زيانكار دنيا و عقبايند، در مذاق كساني چنين، رياست دنيوي، از نعمتهاي مباح و حلال لذيذتر و شوق انگيزتر است و بهمين سبب از همه چيز بخاطر آن درميگذرند، تا آن جا كه اگر هم پندشان دهند كه از خداي بترسيد و تقوي پيش گيريد، ميل بسيار به گناه و فريب معاصي نخواهد گذاشت كه از راه باطل خود باز گرداند چنين كساني را دوزخ كفايت است و چه بد جايگاهي است دوزخ، اشتباه و لغزش اينان، هم چون لغزش و اشتباه مردمان شبكور است كه هر باطل و انحرافي ايشان را تا قعر خسارت و تباهي فرو ميكشد و پروردگار نيز اينگونه مردمان را مدد ميكند تا در طغيانشان هر چه بيشتر فرو روند... " نشان از بي نشانها ص291"

                   طبعي بهم رسان كه بسازي بعالمي     يا همتي كه از سر عالم توان گذشت

                   در كيش ما تجرد عنقا تمام نيست       در قيد نام ماند اگر از نشان گذشت

                   بدنامي حيات دوروزي نبود بيش       آنهم كليم با تو بگويم چسان گذشت

                                      يك روز صرف بستن دل شد به اين و آن

                                       روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت

                                                          ***

                                                                                                   محمود زارع

                                                                                                  ساري . سوربن

                                                                                   http://www.bahoo.blogfa.com

 


سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 |

 

از رنج و بدبختي هائي كه مي بريم.

      از رنج و بدبختي هائي كه مي بريم.

     عجائب ( باور بفرماييد ؛ تعجب نفرماييد)

           قصد دارم در اين ستون ، هر از چند گاهي اينگونه ؛ يعني ديگرگونه هم بنويسم. گرچه واژه ها چندان مناسب شان و جايگاه مخاطبين شريف اينجانب نميباشد ، اما چاره اي نيست كه باجبار صراحت و صداقت هر آنچه را كه اتفاق افتاده است؛ البته با حفظ مراتب ( كه گر نكنيم ، زنديقيم !) و... بنگاريم. لذا بي مقدمه وارد متن نوشته هاي شايد ديگر گونه ميشويم. بايد اين متون بيادم بيايد و يا دوستي ، البته صادق برايم نقل كند و من بنگارم؛ پس منتظر عجائبي ديگر در زمانهاي بعدي باشيد:

·        يكي نوشته بود : " مقصد خود راه هست " و رئيس  ما خوانده بود: " مقعد خود راه  هست " !!

·    در متني كه براي يك خانم وكيل زمان پهلوي در مجلس نوشته بودند و داده بودند كه او از رو بخواند ؛ اين خانم ميخواست اوج چاپلوسي خويش را از حاكم ابراز و اعلام دارد؛ در جائي از متن نوشته بود كه : " اعليحضرت سند رقيت ما زنها را پاره كرده است " و قصد راقم آن متن ؛ ميدانيد كه ؛ اين بود كه اعليحضرت به زنها آزادي داده است و غل و زنجير اسارت و بردگي و را از پايشان بركند و سند رقيت و بردگي آنها را باصطلاح پاره كرده است! اما اين نماينده مجلس وقتي به اين قسمت از متن رسيده بود ؛ آنرا چنين خواند كه : " اعليحضرت ؛ سندرقيت  ما  زنها را پاره كرد " !!! يعني ايشان " سند  رقيت "  كه دو كلمه جدا از هم ميباشد ( يعني " سند " و " رقيت " ) را بصورت يك كلمه مركب  " سندرقيت "  تلفظ كرد! .... جا دارد خود را سرزنش كنيم كه بزرگان گفته اند و بقول مادر پيرم كه پيران گفته است كه : " خلايق؛ هر چه لايق " ! و واقعا هم خداوند ، حق را به لايق ميدهد ؛ نه به مستحق!


یکشنبه ششم آذر 1384 |

 
فروغ

بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
...............................
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست!!






 

موضوعات

درآمد اینترنتی

معارف

خاطره

اقتصادی

اجتماعی

مازندران

قرآن

نکته ها

علمی

عمومی

متفرقه

ادبی . هنری . فرهنگی

سیاسی

گفتگوهای تنهائی

ازآنجورحرفها

تاریخ

مقالاتم در سایر سایتها

 

پيوندهاي روزانه

آبگینه ساری

 

مطالب اخير

کسب درآمد اینترنتی

گالری تصویر شخصی . شماره چهار

گالری تصویر شخصی . شماره سه . فاطمه زارع

گالری تصویر شخصی . شماره دو

گالری تصویر شخصی . شماره یک

سایت جدید من

متن بخش دیگری از مصاحبه

شخصیتها : و بررسی نظریاتشان

مصاحبه با آقای محمود زارع 2

تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت اول