تبليغاتX
آیینه انديشه ساری - تحـلیـــل ماهـــواره ای . قسمت دوم

آیینه انديشه ساری

مازندران . محمود زارع

تحـلیـــل ماهـــواره ای . قسمت دوم

 دشمنان جاهل و  وجوب شکرانه

          راستی آدمی با چه چهره هایی که مواجه نمیشود؟! من تعجب میکنم که چرا دولت ایران تلاش نمیکند تا حرفها و عقاید این باصطلاح اپوزیسیون را مردم بسهولت بشنوند! والله من اگر بودم حتی تلاش میکردم که مردم بدانند که چهره های مخالف سیستم را چه کسانی و با چه شخصیتها و عمق و محتوایی تشکیل میدهند؟!!

          تعدادی از مجریان برنامه های مختلف شبکه های ایرانی زبان را که چیزی جز بغض و کینه را بنمایش نمیگذارند. شاید نباید به آنان ایراد گرفت که آنها البته کارمند دم و دستگاه بیگانگانند و دارند حقوق میگرند اما تعدادی از آنها بلحاظ ماهیت شخصیت فردی احیانا قابل توجه باشند که چون مدعی ایرانی بودن و ادعای فرهنگ دوستی و میهن پرستی را دارند ، چنانکه اشاره شد بایستی مورد توجه قرار داد. بعضی از این کاراکترها را که دیگر عتیقه ای هستند که بایستی مردم ببینند و به درون باصطلاح دموکراتیزه آنان پی ببرند. آنها معمولا بنحوی سخن میگویند که بهشت موعود و وعده داده شده خداوندی را USA دانسته و فرهنگ یانکی ! خوب اگر واقعا اینگونه است خوش بحال شماها دیگر چه مرگتان هست !

 

فاحشه مداری

          و شوربختانه تر از همه سرسپردگی ها آنکه ؛ نمونه زن باشرف این فرهنگ  از نظر آنها را سوپر استارهای فاحشه ای مانند سوزان سامرز که در برنامه های مکرری که خود چندین بار گواهی به روابط نامشروع و فاحشه گری خود در عین داشتن شوهر آنهم با کمال پرروئی و بی حیایی داده ، تشکیل میدهد و وقتی که آنان از زن امروز و آزادی زن از قید و بند اسارت دینی و حجاب را میگویند، تازه متوجه میشویم که آنها چه گونه میخواهند که زنان ما را آزاد کنند ؟!! آنها در تحلیلهای فمینیستی خود تنها با نشان دادن دل و جگر هنرپیشه های آمریکایی میخواهند آزادی زنان جامعه ما را برای ما نقش بزنند!

          ای اف بر شرف و حیثیت شما ها باد با آن طینتهای خبیث و کثیف و نجس شماها ! دیگر آدم باورش نمیشود که اینقدر پست و رذل و بی شرف شده اید که تمامی حرمتها و ارزشهای پاک انسانی زنان ما را بتمسخر گرفته اید و تلاش میکنید که زنان و دختران ایران را با الگوهایی مانند فواحش هالیودی بآزادی رهنمون شوید! مکرر در مکرر از یک عده از دختران فریب خورده داخل مملکت داد سخن میدهید و دل که هیچ و دامن در غمشان می سوزانید که چه خبر دارید که رژیم با آنها چکار کرد ! من میگویم که یک ایرانی هر قدر هم که پست و رذل و بی شرف هم که شده باشد دیگر جای بسی شرمساری باید باشد که در خصوص نوامیس خود اینهمه بی رگ و بی غیرت باشد. آخر اگر شعور اندک تاریخی هم داشته باشید خواهید دید که فرهنگ پوشش در بین زنان ایرانی ره آورد تنها دین مبین اسلام نبوده بلکه زنان ایرانی در طول تاریخ خویش زنانی ساتر و محجب و باحیاء بوده اند! دیگر تا چه میزان یک ایرانی باید سرسپرده و بی رگ بشود که حتی از این مقدار از خون ایرانی را در رگهای آن نتوان دید ! و اصولا باعتراف دوست و دشمن یکی از دهها شاخصه اصلی فرهنگ ایرانی نیز همین موضوع بوده و میباشد!          

 

آرزوهای حقیر

          این بیچارگان گوشهایشان را تنها تیز کرده اند که تا یک سخنی از دهن یک سیاستمدار غربی بشنوند و کیف کنند و سرحال بیایند و چند صباحی خیال خام تصرف ایران را در سر بپرورانند . برایشان مهم نیست که این سخن حتی اگر هجمه تمامی شرف و حیثیت و تاریخ و فرهنگ ایران و ایرانی هم باشد!

          یک روز دهن گندآلود و گشاد فردی بنام سارکوزی که شراب خورده و احتمالا مست کرده و چرندیاتی را میگوید و آنها یک ماه خوراک تبلیغاتی میگیرند و کیف میکنند. من هم دلم برای خودم میسوزد که اوضاع جهانی فعلا چنین است که هر احمقی بخود اجازه میدهد که چاک دهن گندآلوده از شراب را باز کرده و زبان به تهدید بگشاید ( بمب ایران یا بمباران ایران ).

          ای کاش ... بقول یک همکار ، من فکر نمیکنم در شرائط کنونی در هیچ کجای عالم اپوزیسیون سیستم بدین نحو خودباختگی داشته و بدینصورت مفتضحانه و غیر عزتمندانه و از روی ضعف و ذلت بدامن دشمن پناهنده شده باشند و اینهمه امیدوار به بیگانگان !

          درخصوص این مساله انرژی هسته ای اگر مردم از هر مساله دیگری بگذرند از این یکی مساله نخواهند گذشت . چه جای همصدایی با دشمنان ؟!! تازه فهمیدیم که شما تنها بلندگوئید ، خودتان کسی نیستید و از پیش خود منطقی ندارید ،‌ایده ای ندارید و طرحی ندارید ، منتظرید بیگانه بجود و در دهان شما بگذارد!

          حتی در مورد مقدسات مردم این زنیکه آلمان نشین خاله بقراط که الهه جهل و نادانی است ، فی المثل میگوید لایه های عقب مانده جامعه ایران است که به این چیزها ( اعتقاد به امام زمان (عج) ) روی می آورند!!!؟! عجب ! بی شعوری و حماقت و بی اطلاعی و بیسوادی محض را بتمامت آن ملاحظه کنید . مجسمه بلاهت و حماقت !  یک آدم باید بسیار احمق باشد که چنین دیدگاه غلط و احمقانه ای را آنهم در این مساله روشن و بدیهی و ساده ای ارائه دهد! آنقدر این بحث روشن است و آنقدر سخن و ادعای این زنیکه همه چی باخته مزخرف است که اصلا خود نیاز به پاسخی پیرامون آن نمی بینیم. اتفاقا ایشان روی موضوعاتی بانحراف میروند که حاکی از عمق قشری نگری و حماقت او دارد!

 

هتاکان بی ریشه

          یک مجری مزدور صدای آمریکا قیافه احمدی نژاد را مایه خنده خود میداند! والله اگر بنا بر خنده باشد که قیافه این آقا بدلیل عدم هارمونی های طبیعی خنده دارتر است. معمولا انسان از بی تناسبی دچار خنده میشود خوب بی تناسب تر از شخصیت این آقا در مقایسه شخصیتی وجود ندارد. بدبخت تو رفتی در جایی داری نقش بازی میکنی که اتفاقا خنده آورتر است . شده ای مزدبگیر بیگانه. خودت را یک ایرانی میدانی و مجری صدای آمریکایی! ما البته به خوب و بد شغل تو نداریم اما آیا این بی تناسب تر نیست که مدعی هستی یک ایرانی هستی ولی مجری صدای آمریکا ! حالا ما مردم واقعا اگر بنا باشد که بخندیم به چه کسی باید بخندیم؟!

          اصل پناه بردن شما به بیگانه بیگانه بیگانه است ، چه خوب و چه بد خنده دارتر است آقا!!

 

اشک تمساح

          یک آقایی هم در تحلیلش داشت باصطلاح غصه میخورد و اشک تمساح میریخت که سازمان ملل و شورای امنیت دارد قطعنامه سوم را صادر میکند و حاکمان ایران را به بی عرضگی متهم میکرد و بنوعی داشت نقش دایه دلسوزتر از مادر را بازی میکرد که بله اگر قطعنامه صادر بشود چه میشود ! اما ما که میدانیم شما از ته دل دارید بشکن میزنید. شما اصلا آرزو دارید چنین اتفاقاتی روی دهد. اما درباره قطعنامه ما بقول قدیمی ها گرگ باران دیده ایم و مرغابی را از آب نترسانید اگر راست میگویید که ما ملت در فقر و فلاکت در طول نزدیک به سه دهه بسر بردیم پس اینرا هم بگویید که این ملت بواسطه سه دهه تجربه و تمرین و ممارست لابد میتوانند تحریمهای ذکر شده شما را تحمل هم بکنند. الجوع خیر من الخضوع ! فرق ما با شما در این است که ما گرسنگی را در برابر با خضوع  به بیگانه قطعا ترجیح میدهیم و اگر امر واقع شود بین آنکه ما گرسنگی بکشیم و یا خضوع بیگانه را بپذیریم ، باید شناخته باشید که ما ملت خضوع کننده ای نیستیم!

 

وضعیتی بر اساس تصور یک گزینه

          یکی میگفت که اگر تصور کنیم که روزی دولت ایران از در مذاکره با آمریکا ( فی المثل ) درآید و بعد هم فرضا بر سر مسائل اختلافی و اصولی به تفاهم حتی ساستمدارانه ای هم برسند ، راستی آنموقع تکلیف شماها و این جوجه مخالفین چه میشود؟! اینها دیگه باید بکجا بروند و دیگر چه خواهند گفت ؟ آیا باز هم این آقایان و خانمها جرات دارند که چنین حرفهایی را بگویند؟! خنده دارتر آنکه یکی از شروط مثلا این تفاهم تحویل این جوجه مخالفین و احیانا محاکمه آنها بدلیل آنهمه هتاکی و توهین بمقدسات و منافع ملی ، باشد ؛ چه میشود؟ آنقدر باید ترانه سرایان شما بخوانند که اسیر خود کردی ام و دادی ام بدست دشمن ، ای بی مروت ! ....  

 

بی مایگان داخلی و خارجی

          بسیاری از این تلفن زنندگان به برنامه های خارجی را باید گفت که از حب معاویه نیست که به آنها روی آورده اند بلکه از بغض علی است ! نمیتوان نادیده انگاشت که اکثر آنها کرکس گونه از داخلی ها گزک میگیرند ، از افرادی مانند آقایان .....و امثالهم. واقعا بعضی از مسائل همین است که این آقایان بهانه زیادی بدست آنها میدهند و خوراک مفت و مجانی و زیادی هم بدست آنها میدهند .

          مگر غیر از این آقایان در این مملکت خدمت نمیکنند و تنها همین چند تا آقا هستند که دارند خدمت میکنند! چرا از آنها کمتر گفته میشود و یا اصلا گفته نمیشود؟! آیا بهتر نیست که بخاطر حفظ مصلحت مملکت این آقایان دیگر بازنشسته شده و اینهمه بهانه بدست دشمن ندهند . واقعا مردم هم از این بابت ناراحتند. اصلا مصلحت مملکت هم شاید بر بازنشستگی بعضی از این آقایان هر چند محترم باشد. مهم این نیست که دشمن چه میخواهد مهم این است که مردم ما چه میخواهند ! یا درباره مسائل سیاسی بخصوص سیاست خارجی چرا تعریفی همه گیر صورت نمی پذیرد که هر فرد بی اطلاع یا کم اطلاعی برای خودش نظیه خود را بنام نظر دولت و ملت ارائه ندهد!  لااقل آنقدر همه جانبه نگر نیستند که در پس هر اظهار نظری هم روی این نکته تاکید نمایند که این نظر مثلا شخصی من است نه نظر مردم و رسمی دولت ! مگر نمی بینید که بیگانه یا بیگانه پرستان از خود چیزی ندارند و تنها منتظر آنند که فرد غیر مرتبطی با سیاست خارجی بخصوص مطلبی را آنهم نسنجیده بگوید و آنها اینجا و آنجا با ارائه آن چهره دولت و ملت ایران را مخدوش نمایند!

 

( داخل پرانتز )

          یکی میگفت راستی آیا این بیچارگان پناهنده به خارجی ها را در آنجاها داخل خودشان راه میدهند یا نه ؟! زیرا در اروپا از سوی بسیاری از افرادی که به آرزوهای زیادی و با امید رویایی بدانجا رفته و بازگشته اند مکرر در مکرر شنیده ایم که میگفتند که آنها را شهروند درجه دوم تلقی کرده و اصلا در داخل خودشان راه نمیدهند . حالا آنها حتی اگر خودشان را برای آنها قربانی هم بکنند اصلا پذیرفته نخواهند شد! گفته میشود که مردم آمریکا بدلیل تنوع نژادی و شرائط خاصش تا حدودی با اروپا تفاوت دارند ولی گویا حداکثر با نگاهی ابزارگونه و در راستای منافع خویش با آنها هیچ تعاملی را نخواهند داشت!

 

تمنای قیمومیت بیگانه

          برای بسیاری از جوانهای ایران جای تعجب است که که تعداد معدودی از تلفن کنندگان بصدای آمریکا از داخل کشور ( تازه اگر هم این تماسها بصورت برنامه یزی شده ای از قبل نباشد که دراینخصوص اصلا نمیتوان به آمریکا اعتماد کرد ) خواسته بودند که آقا به این آقا بوشه بگوئید بجای عراق و افغانستان بایران بیاید و باصطلاح آنها را نجات دهد ! واقعا باعث ننگ است حتی اگر بدترین حکومتهای داخلی را هم بر فرض داشته باشیم ، چنین درخواستی از بیگانه برای رهایی بسیار ذلیلانه و بزدلانه است ! اینقدر ما را از جنگ نترسانید و از چهار تا بچه مامانی که خود در برابر هر ترقه ای باید کهنه بگیرند ، بگدرید بقیه جوانان ایرانی غالبا شیربچگانی هستند که در این طور مواقع چیزی که در ضمیر آنها جای نمیگیرد همان ترس از دشمن است و برای بسیاری هم ترس از مرگ !!

 

باز هم تکرار تراژدی دموکراسی تحمیلی

          این آقایان خارج نشین بسیار بر سکولاریسم و دموکراسی و ... تاکید و توجه دارند ، تازه جدای از آنکه ما شک داریم که آنها از مفاهیم اصلی همین واژه ها هم درست فهم داشته باشند ، آیا واقعا این دموکراسی آنهاست که اصرار دارند عقیده آنها بر خلاف میل ما بر ما تحمیل شود ؟!

 

ما همچنان بر سر پیمانیم

          درباره مسائل دینی و غیرت دینی ، باید گفت که اگر هم مردم شاید از فلان کس  مثلا نظر مساعدی نداشته باشند ؛ اما از اسلام و مذهب پاک اهل بیت (ع) مگر دست خواهند کشید! در رابطه با جدایی دین از متن زندگی اجتماعی مردم ایران ، شماها فی الواقع کور خوانده اید ، مردم شعائر اسلامی را با خون بچه هایشان حفظ کرده اند ، نماز ، حجاب و امثالهم حیات قاطبه مردم مسلمان ایران است.

          دموکراسی به تعبیر و تفسیر شماها را که در آن نمونه زن الاهه بقراط یا سوزان سامرز باشد و مردهاشان هم افرادی همچو رضا فاضلی و ... بدرد خودتان میخورد و بس ! مشق دموکراسی با نفرت ! گوارای شما باد. دموکراسی با خودباختگی یی که شما دارید گوارای شما باد!

 

دادگاهی مردمی

          بنظر من باید یک گروه تحقیقی غیر دولتی برای بررسی دقیق حساسیت اقدامات کینه توزانه افراد و گروههای خارج نشین در تحریک دشمنی دول خارجی بر علیه ملت ایران و منافع ملی ایران عزیز بررسی و حداقل اگر امروز نتوان آنها را بعادلانه و بیطرفانه محاکمه کرد ، در تاریخ این مملکت بروشنی ثبت و ضبط شود تا آیندگان از این کینه توزیها بعنوان سند خیانت آنان مطلع باشند!

 

از سر دلسوزی

          آن آقای شاهنامه خوان را می ترسم روزی بر اثر رگ گردن تیز کردنها حتی جلوی دوربین تمام کند و هلاک کند خود را . شما را بخدا اگر او را دوست دارید جلویش را بگیرید و موقتا این نقش را به فرد مشابهی بدهید تا که این سعید خان قائم مقامی را لااقل برای زن و بچه هایش نگه دارید. آخر این آقا خیلی زور میزند و حرص میخورد و خیلی احساساتی می تحلیلد!

 

 

ملت ایران را نشناخته اید

دموکراس تحمیلی !

          برای من ایرانی اصلا قابل درک و مهمتر پذیرش نیست که یک دولتی بیگانه بخواهد بزور ولو که بالفرض راست هم بگوید عقیده خودش را در مشی و منش و رفتار و کلا فرهنگ ؛ بر ملت دیگر تحمیل کند.

          اصولا دولت آمریکا به چه حقی خود را قیم مردم جهان میداند و به چه حقی میخواهد بقول خودش آزادی و دموکراسی را به جهان تحمیل کند؟!  

          بلحاظ روانشناسی شاید بجز ملتهای معدودی را نمیتوان سراغ گرفت که بتوان به آنها بالاجبار بباوراند که مصلحت شما در چیست و شما باید چنین باور یا اعتقاد یا حتی رفتاری را در صحنه اجتماع و سیاست و فرهنگ و ... داشته باشید!  گفتم که حتی اگر این موضوع راست و درست و باصطلاح عامیانه بی شیله و پیله هم که باشد ، و یا واقعا خیرخواهانه هم که باشد ، ضمن آنکه پذیرفته نیست ، از جهت روانشناسی هم اصلا موضوع دارای عملکردی معکوس خواهد شد! مثلا آنهائیکه ایراد میگیرید باینکه نباید مردم را بزور به بهشت برد حتی اگر این منطق را حق هم بدانیم چظور در برابر چنین مشی انحصارطلبانه ای ، از چنان منطقی پیروی نمیکنند؟!

          دولت آمریکا به چه حقی بخود اجازه میدهد که با زیرپا گذاشتن بدیهی ترین اصول دموکراسی ، حتی آن دموکراسی ای که خود بدان افتخار میکنند ، در کار ملت و یا دولتهای دیگر دخالت کند؟!

          شاید اگر یک ملتی ، اکثریت یک ملتی ، احیانا از یک ملت یا دولتی بخواهند که بنوعی بکمک آنها بیاید ، تازه در آنصورت هم صورت مساله دارای چند فرض و حتی اشکال میباشد که مهمترین آن این میباشد که چه مرکز یا مرجعی این اکثریت را تشخیص میدهند ؟!  و اصولا در حقوق بین الملل جایگاه حقوقی این گونه رفتار بین المللی کجاست؟! پس سازمانهای بین المللی و در راس آن سازمان ملل یا بهتر بگوییم سازمان دول ، برای چه مبنا و چه اصولی پایه گذاری شده اند و برای چه زمانی باید کارکردهای خود را نشان دهند؟! آیا ضعف سیستم سازمان ملل یا شورای امنیت وابسته به سازمان ملل نیست که یک کشوری که در خود احساس قدرت نمود و احیانا احساس قلدری ، خود را بجای این سازمان بداند و همان کاری را که مثلا سازمان ملل باید بکند ، آن کشور انجام دهد؟!!

          تازه بر فرض مثال اگر یک ملتی مثلا دموکراسی نخواهند بویژه دموکراسی یاغیان -  ، چه باید بکند؟ و چه کسی را باید ببینند؟ راستی آیا اصول همان دموکراسی مورد تبلیغ آنها چنین اجباری را در پذیرش بلامنازع آن باور دارد؟!

          آیا واقعا دولت آمریکا در تمامی موارد دموکراسی میباشد؟ اگر چنین فرضی را مقرون به صحت حتی بدانیم پس رابطه دوستانه آنها با کشورهایی با حاکمان و حکومتهای خودکامه و دیکتاتوری که حتی یک انتخابات آزاد در تمامی سابقه تاریخی خود ندارند ، را چه بنامیم ؟! آیا انتظار دارید ما ملت باور بکنیم که شما آمریکائیها و بخصوص آن عده ذلیل آمریکا پرست [03] باور کنیم ؟!

 

خودباختگی بوقچی های بیگانه !

          واقعا جای بسی تاسف و جای سرمشاری است (و حتی جای دلسوزی ) بخصوص برای آن عده از بیگانه پرستان و احیانا مواجب بگیران بیگانه ،که چنین معامله ای را با وطن خویش می کنند و یا چنین معامله ای را با میهن خویش می پسندند! من میخواهم بگویم که بر فرض آنکه حتی حاکمان ایران غیر دمکراتیک باشند و باز حتی اگر دولت آمریکا دموکرات ترین دولت دنیا ، ولی باز جای هیچ توجیهی برای یک ایرانی اصیل و وطن خواه و میهن دوستی نیست که با پناه بردن این چنین ذلیلانه به دولت بیگانه و احیانا با تحریک آنها و دادن اطلاعات و علائم دروغ و یا حتی اگر نگوییم دروغ و کذب که اتفاقا دروغ هم هست و با اگراندیسمان کردن بعضی از بی تدبیریهایی که از سوی بعض از مسئولین در منافع ملی میرود ، در آرزوی جنگ و کشت و کشتار دو دولت و ملت برآیند که چه بشود؟ که اینکه بالاخره روزی آنها و هزار فامیل آنها سوار بر پرندگان آهنین بال با افتخار به وظن مآلوف برگردند و ما ملت بیچاره را قیم شوند و سرپرستی ما ملت ضعیف و ذلیل و بی عرضه ! را بکنند و با چنگ انداختن به جان و مال و ناموس این مملکت و قطعا زیر چتر همان بیگانگان بخواهند بر ما حکومت کنند؟! اینجاست که میگویم که کور خواندید و شما و عقائد و نظرات شما هیچ ارزشی برای ما ندارد . آیا ما نباید بگوئیم که شما همانطور که در مبارزه کذایی که اگر راست میگویید که میدانیم راست نمی گویید الآن زیر چتر و پرچم بیگانه بسر می برید ، ‌موجوداتی طفیلی هستید که هیچگاه نمیتوانید خود راسا کاری بکنید و ثابت کرده اید که تنها نقشی را بلحاظ شخصیتی میتوانید بروز دهید ؛ همان نقش جیره خواری بیگانه و بیگانان هست و بس ؟!

          شما فکر میکنید ملت ایران به شما اعتماد میکند؟! مردم ایران اگر نارضایتی هایی هم داشته باشند که نمیتوان انکار کرد که دارند ، قطعا بشما هیچ اعتمادی را نداشته و نخواهند داشت . و البته این نارضایتی ها در کجای دنیا نیست؟ در همان جایی که شما آنرا مهد دموکراسی و آزادی میدانید و روضه خوانان و سینه زنان دنیای دیکتاتوری سرمایه داری هستید ، آیا واقعا حقوق برابری را عملا برای همه اقشار مردم و همه نژادها مانند سیاه پوستان و رنگین پوستان - عملا نه آنچه را  که در متون خویش تنها نوشته اند - قائل هستند؟!

          ما شاید ایرادی نگیریم که اگر عملا اعلام کنید که کارگر و کارمند دولتهای بیگانه هستید و شاید این موضوع پذیرفته هم باشد [04] اما شما را به هرکسی و هر چیزی که اعتقاد دارید ، این افه های روشنفکری و آزادیخواهی را آنهم برای ملت ایران نیائید! که اصلا با شما و اعمال شما جور در نمی آید!

          اینکه اکثر آنهایی را که ما می شناسیم در ارتباط با شما واژه بیگانه پرست را بکار می برند ؛ واقعا هم چنین است چون اکثر آنهائیکه در شبکه هایی مثل صدای آمریکا و دیگر شبکه های ایرانی زبان بعنوان صاحب نظر و کارشناس و روزنامه نگار آزاد ما می بینیم ، بشدت و بی چون و چرا از تمامی نظرات دولتمردان غربی تمکین و سرسپردگی خاصی را نشان میدهند ، سرسپردگی ایی که حتی بسیاری از دولتمردان غربی هم نسبت به دولتمردان خویش ندارند و این برای ما بسیار عجیب میزند و اصلا ندیدیم که یک باصطلاح صاحب نظری در صدای آمریکا کمترین انتقادی را نسبت به سیاستهای دولت آمریکا بصورت جدی داشته باشند!!! اصلا غیر از این برداشت را درباره این آقایان و خانمها نمیتوان تصور کرد. از آنطرف چشم شما به هیچ حمایتی در داخل از مردم ایران به حق یا بناحق از کلیت سیستم نه لزوما تمامی سیستم را بسته اید و چشم دیگرتان را هم به آنهمه خدماتی را که بلحاظ ریشه ای و پایه ای در جاجای این مملکت در روستاهای خراب قبلی و شهرهای خرابتر ، بسته اید.

          تاکید شما بر مضایق اقتصادی و معیشتی مردم ایران موضوع تازه ای نیست که شماها افتخار کشف آنرا داشته باشید و این مساله موضوعی هم نیست که با براندازی سیستم قابل حل و فصل باشد و بخصوص امکان حل آن از مجرای تفکرات بغض آلود و کینه توزانه اغلب شماها مقرون به صرفه مردم ایران باشد . ما مردم گرچه از بسیاری از مشکلات بخصوص مشکلات اقتصادی رنج می بریم ، ولی اشتباه است که تصور کنید که برای حل آن بشماها و دول بیگانه پناهنده شوند و دست یاری را همانند شما بسوی بیگانه دراز کنند !

          قطع و یقین بدانید که راه مردم ایران و مرام آنها بر تاکید و تکیه بر خود است و بس ! آنها مثل شماها نه هستند و نه میخواهند باشند ! شاید شما بعضی از مخالفتهایی را که میشود و بخصوص بر بعضی از تماسهایی را که با اقشاری از مردم دارید باین نتیجه رسیده اید که پس مردم ایران آماده پذیرش شماها هستند و در آرزوی خودفروختگانی هستند که بیایند و بر فرش قرمز پهن شده بر زیرپای آنها قدم نهاده و دموکراسی و آزادی و رفاه را بیاورند و باقی قضایا ! زهی خیال باطل !

 

برداشتهای بغض آلود و غیر واقعی!

          نمیگویم که صدای مخالفی در مملکت نیست و افرادی نیستند که بخصوص آنهائیکه با تلفن به شماها آرزوهای خویش را آنهم بتمامه با گرایشات احساسی و فاقد منطق و بتمامه با فحاشی و توهین هم بیان میشود ، می گویند ؛ ( این تلفن کنندگان دیگر سند واضح و روشن دیگری از طرفداران و نوع نگاه و منطق و شخصیت طرفداران شما را روشن میکند که کار شما بکجا رسیده است که چه شخصیتهایی خود را با شما نزدیک احساس میکنند! ما که منطقی بجز فحاشی و لجن پراکنی از حامیان و علاقمندان بشما در شبکه های شما نمی بینیم و تمام منطق آنها جز تمسخر ریخت و قیافه این و آن و اسائه ادب به فرهنگ و ارزشهای مردم ایران نمیباشد.[05] ولی شما را اگر دوست دارید که بصدایی غیر از تحسین کنندگان این چنینی خویش ، آنهم صادقانه گوش فرا دهید ، به چند نکته توجه میدهم.

          اول آنکه مخالف و ناراضی ( یا مخالفت و نارضایتی ) را باید دسته بندی کرد و این منطقی نیست که هر صدای اعتراض یا مخالفتی را مخالفت با کل سیستم بدانیم ( حالا اگر شما میخواهید برای تشفی خاطر خویش چنین تصوری را داشته باشید ، خوب داشته باشید که عرض خود می برید و منت ما میدارید ) اصلا در عالم واقع هیچ کسی را در هیچ جای دنیا شاید نمیتوانید پیدا کنید که یکجا و دربست کسی را و موضوعی را بتمامه بپذیرد و مهر تایید به تمامیت آن بزند بجز در موارد خاص و انگشت شماری که جای بحث آن اینجا نیست. حتی اغلب مردم در اموراتی مانند خدا و امثالهم هم ان قلت هایی را گاهی دارند چه برسد به یک سیستم سیاسی و حکومتی که اتفاقا با اینهمه دشمنی و باصطلاح تحریم روبروست .

          در ثانی آنکه اگر واقعا بخواهیم چنین مخالفتهایی را با سیستمها در همه جای دنیا ملاک براندازی و یا حتی مخالفت برحق ! مردم با سیستم بدانیم ، پس از همانجایی که هستید شروع کنید و واقع بینانه خواهید دید که درصدهای بسیار زیادی از مردم و حتی سیاستمداران آمریکایی مخالفتهایی را بسی ریشه ای تر ( نه فحش و توهین همانند حامیان شما ) با سیستم دارند. ولی هیچکس آن را مبنای مخالفت اکثر مردم و بخصوص دلیل براندازی آن نمیداند. ولی نمیدانم چرا شما خود را مجبور میکنید چنین پندارهایی را باور بکنید!

          از طرف دیگر اگر ملاک شما یا هر جریان دیگر حقیقت باشد دیگر نبایستی هر مخالف یا مخالفتی را لزوما مبنای واقعیت و حق دانست ؟! بخصوص مخالفین همصدا با شما را با آن نحوه از ادبیات و ادب کلام! بقول دوست پزشک من در آلمان که ذکر آن در پاورقی شماره 5 رفت ، شانسی را که مسئولین و مدیران سیستم حکومتی ایران دارند در واقع آنست که مخالفینی همانند خانم الهه بقراط دارند! بقول مرحوم دکتر شریعتی برای کوبیدن یک حقیقت و تخریب یک چهره ، لازم نیست که خوب به آن حمله کنی بلکه مهمتر آن شیوه است که بد از آن دفاع کنی ! ( نقل بمضمون ). [06] .

          دیگر آنکه شاید باور نکنید که حتی خانواده های شهداء و جانبازان و... ( که علی العموم موافتر از دیگر اقشار مردم با سیستم هستند ) و در همین راستا تعداد زیادی از مسئولین و مدیران ریز و درشت از عبایی و قبایی هم انتقاد و ایراداتی حتی اصولی و جدی نسبت به موضوعات مهمی را دارند و ابایی ندارند که این نظرات را اینجا و آنجا هم بگویند و سیستم هم تحمل بالایی را در شنیدن دارد ؛ حالا اگر اینها را بشما نمیگویند و یا به افراد و گروههایی مانند شما ، این دیگر در بی اعتمادی ایی است که بشما دارند ، برمیگردد. بسیاری از ایرادات این گروه حتی اصولی تر و جدی تر ، ‌تندتر از تلفن کنندگان بشما و حتی باصطلاح صاحبنظران و روشنفکران مورد مشورت و بحث شما ، میباشد. پس آیا باید اینها را به جرگه شما اضافه کرد؟!

          از زاویه دیگر اگر به بررسی این موضوع بطور خلاصه بپردازیم و در ارتباط با ادعاهای شما هم این موضوع را نگاه کنیم اینکه معمولا شما بدون ارائه اسناد و مدارک و برخورد علمی و آماری ، مدعی هستید که رژیم صدها هزار نفر را سربه نیست و اعدام کرد! خوب اگر فرض بی پایه شما را هم مبنا قرار دهیم آیا وابستگان و خانواده و علاقمندان به این صدها هزار نفر مورد ادعای شما را هم ضرب و جمع کنیم ؛ روح و فکر شما آیا بشما اجازه میدهد که تصدیق کنید که کمی قابل درک باشد و این که پذیرش مخالفت با سیستم را در این بخش از مردم مورد توجه قرار دهیم و بگوئیم که برای بعضی از اینها شاید مهم این باشد که در پاسخ به این گزینه که " کجا ؟! " بگویند : هر جایی غیر از اینجا ! و باصطلاح از حب معاویه نیست که بدو متوجه شدند بلکه از بغض علی است ! اما من واقعا معتقد نیستم که اولا این آمارها حتی ارزش آماری داشته باشد و ثانیا چنین اجتماعی در این وسعت و آنهم با این اوصاف را بتوان پیدا کرد!!

          ضمنا آیا فکر نمیکنید که قاطبه افرادی را که تصور میکنید با شما و همداستان با شمایند ، واقعا چنین نباشد و آیا قابل درک نیست که در راستای مخالفت با سیستم موجود ، همنوائیهایی را با شما هم داشته باشند؟!! حال اگر میخواهید خود را به بیراهه بزنید و تصور کنید که نه انشاء الله گربه هست ! خوب خودفریبی و مودبانه تر خودبسندگی و روانشناسانه تر خودشیفتگی هم عالمی دارد!

 

 

 

نقش مذهب و مردم در تاریخ و سرنوشت  ایران  

          مردم ایران مسلمانند ، آنهم مسلمان پیرو اهل بیت گرامی ختمی مرتبت حضرت محمد بن عبدالله(ص) و همین مردمی که شما به ناشایستگی و یا بعضی هاتان از روی احساسات ناپخته و خام ، سنگ دفاع از آنها را بسینه میزنید ، آنقدر ضعیف و زبون نیستند که اولا از تهدید و تطمیع این و آن بترسند و این را نه در شعار بلکه عملا در تاریخ دیروز و امروز خود ثابت کرده اند و ثانیا آنقدر صغیر هم نیستند که نیاز به قیم آنهم از نوع قیم هایی که خود زیر پرچم دشمنان بیگانه ، بسر میبرند ، داشته باشند! [07].

          اینجا ملتی هست که چه بخواهید و چه نخواهید   معتقد و عاشق اهل بیت نبی (ص) هستند و این را هم حتی حاضر شده اند با به میدان فرستادن فرزندان و جگر گوشه هایشان نیز در همین دیروز ثابت کرده اند . و باور کنید که باز چه بپسندید و چه نپسندید حتی وطن و میهن و خاک پاک آن با آنهمه ارزشی را که دارد -  و باز اینرا هم ثابت کرده اند ، - اینهمه قربانی را صرفا برای خاک نداده اند . و برای خوشایند فلان شخصیت و فلان حکومت و فلان آقا هم نبوده است و تنها برای دفاع از ارزشهای اعتقادی و دینی و ایمانی خویش چنین فداکاریهای بی نظیری را در تاریخ جهان نموده اند و اگر نبود عشق به امام حسین (ع) و اگر نبود که این ملت پیرو علی (ع) و اولاد پاک و طاهرش ، و اگر نبود برای رضای خدای رحمن و رحیم و مصحف شریفش قرآن کریم ، تحت هیچ شرائطی یک پدر یا مادر حاضر نمیشد اینگونه فداکاری را در این حجم و این کیفیت بنمایش بگذارد! چرا ؛ فداکاری برای میهن بود و این نیز برای ملت ایران مهم و اساسی و حیاتی بود ولی اگر تنها این بود به دفاع یا جنگ در برابر هجوم دشمن می پرداختند ولی در مواقعی که چاره جز این نبود دیگر برای رفتن روی مین با اعتقاد به نوشیدن شربت شهادت که ذائقه بعضی از شماها بدلائل زیادی از جمله شاید نوشیدن شربت های نجس نمیتواند آنرا حتی درتصور بچشد از همدیگر سبقت نمیگرفتند. تنها خاک نیست که ملتی را وادار به خلق چنین حماسه های ماندگاری میکند و منصفان عالم میدانند که این قدرت را تنها ایمان میتواند خلق نماید و بس!

          شما فکر میکنید که مردم ایران دربست در عقل خویش را قفل نموده و داده بدست یک عده ای از مسئولین و مدیران و یا حتی روحانیون مملکت ؟! نه خیر آقا ! مردم ایران تا زمانی که احساس کنند حاکمان بر سبیل دین و ایمان و راستی هستند ، از آنها حمایت و در غیر اینصورت هیچ تعهدی به هیچ مقامی نداده اند. شما شاید بگویید فلان آقا ایمان ندارد ، ‌خوب بیایید برهانتان را با سند و مدرک بگویید تا ما هم بر این دسته لعنت بفرستیم و توی دهنشان بزنیم ولی از بس شما دروغ زده اید و از بس شما افتراء زده اید و از بس حرفهای صد تا یک غاز زده اید ، از بس بوقچی بیگانه بوده اید ، و تنها فحاشی و لجن پراکنی میکنید ، شما را باور نداریم . شما آنقدر انصاف ندارید که حتی اگر مثلا  4 تا کار درست و حسابی هم که در این مملکت در بعد از سرنگونی نظام سلطنت شده است را ببینید و در تحلیلهای معمولا آبکی خویش بحساب بیاورید .

          شما مثل ... همیشه میروید روی زخم می نشینید و همین است که ما فکر میکنیم که چشم انصاف و راست گویی و صداقت شما یا کور است و یا کور کرده اند و یا بسته اید و یا بسته اند و یا بهر دلیل دیگری نمیخواهید حتی به حداقلهایی از صداقت و راستی حتی در خبر رسانی عمل کنید و بطور عجیبی در مقام مقایسه می بینیم که حتی همان آمریکایی ها از شما اولا در اظهارات مودب تر هستند و شما با فحش و ناسزا و توهین و تمسخر معمولا سخن میگویند و ثانیا حتی همان صدای آمریکا هم بعضی مواقع برای حفظ بعضی از اصول بدیهی خبر رسانی و با آینده نگری ، بعضا اخبار و اطلاعات درستی را هم حتی اگر بر خلاف خواست آنها باشد گاهی می دهند ولی شما اصلا همه چیز را یکسره دروغ و سیاه و خلاف می بینید و میدانیم که شما کیف میکنید که بعضی از مدیران بی عرضه که گاهی در گوشه و کنار مملکت پیدا میشوند و نابخردیهایی میکنند و احیانا حتی خیانتهایی را هم میکنند ، و شما را خوش بحال میشود که بالاخره خوراک یکماهه ای در لجن پراکنی به کل سیستم داده اند. و بعدها فیگور دلسوزی به حال حتی مدیران حاکم میگیرید که بله چرا چنین کردید که بهانه دست دشمن دادید و قس علیهذا ! شما گفتید و ماهم باورکردیم !!

          شما فکر میکنید ما تعهد محض و کورکورانه ای را به بعضی از مسئولین مملکت داده ایم و هر کاری را آنها بخواهند بکنند با سکوت و پذیرش ذلیلانه آن می سازیم ؟! و دم بر نمی آوریم ؟ خیر اگر چنین تصوری را دارید سخت در اشتباهید . ما اگر این مسائل را حتی اگر داشته باشیم اولا به بیگانه برای تغییر اوضاع پناه نمی بریم که آن شیر را مادر ما بما نداده است و پاکزاده و حر و آزاد و مستقلیم و ثانیا سخت بر ما گران می آید و سخت ضعف و زبونی و ذلت میخواهد که برای اصلاح مثلا فلان موضوع مشکله خویش به بیگانه ای که دشمنی خویش را ثابت و حتی اعتراف هم کرده است ، پناهنده شویم و ثالثا معتقد هستیم که نقائص سیستم را میتوان در داخل و با ساز و کارهای قانونی تعبیه شده در داخل و با رفتارهای انسانی و قانونمند برطرف کرد.

          ما البته میدانیم که کم نیستند افرادی که واقعا در جای خود نیستند و از حداقلهایی از صلاحیت برای جایگاههایی را که در اختیار دارند برخوردار نیستند و جاهلانه گاهی حرکات و حرفهایی را میزنند که بهانه دست شماها میدهند و این به سبب بعضی از نابخردی هایی است که وجود دارد ولی باز احساس میکنیم که از خود ماست و از داخل ماست و بیگانه نیستند و البته جاهل اند و میتوان اصلاح کرد. ما معتقدیم که در این قریب سه دهه بعد از سرنگونی نظام شاهنشاهی اقداماتی شده است که در طول تاریخ ایران نشده است در این سه دهه ای که سراسر این کشور مواجه بوده است با جنگ تحمیلی و انواع و اقسام دسائس و حیله های مزورانه خارجی و حتی داخلی .

          تازه فکر میکنیم که هر از گاهی که رونقی را میخواهیم در این مملکت پربرکت شاهد باشیم باز شماها و امثال شماها که صرفا از روز حقد و حسد و کینه توزی چشم دیدن آن را ندارید ، دنیا را پر میکنید از صداهای کند آلود و عفن خویش که بوی تعفن و نفرت سخنانتان گوش عالم را کر کرده است . شماها صلح و صفا و پیروزی و پیشرفت ایران را نمیخواهید و دروغ میگویید که اینرا میخواهید زیرا اگر هم چنین باشد نمیخواهید دیگران این کار را بکنند تا مبادا در تاریخ نام آنها بعنوان مجریان این پیروزی ثبت شود اگر هم واقعا بعضی ها تان این آرزو را داشته باشد تنها میخواهید اول نام خودتان بر آن ثبت باشد ولی کو عرضه و کو علم و خودباوری و صداقت. البته هر پیروزی که در این مملکت بانجام برسد مثل روز روشن است که غالبا از ناحیه افراد گمنامی است که اسمشان کمتر گفته میشود و یا اصلا گفته نمیشود زیرا نه آنها میخواهند چهره نمایی و جلو نمایی و در یک کلام خودفروشی و فخر فروشی کنند و نه سیستم آنقدر هنوز صالح شده است که بتمام معنا این ظفرمندان صحنه علم و ادب و فرهنگ و هنر و پیشرفت را بر صدر نشاند. و انشاء الله به این جنبه ها هم در آتیه ای نزدیک دست خواهیم یافت.

          شما شاید تعجب میکنید و حتی این تعجب خود را مخفی هم نکرده اید که چرا ملت ایران اینقدر صبور و ساکت و حتی حامی سیستم موجود هست. و حتی برای راضی کردن عقل غالبا مغلوب خویش ، روی به تحلیل های آبکی میکنید و آراء و اعتقاد مردم را ساختگی و دروغ فرض میکنید ؛ اما واقعا هیچ فکر کرده اید که بر فرض هم آنچه را که در بعضی از موضوعات مشکله مملکت می شنوید حق باشد ؛ اما آنچه را که نمی دانید آن است که مردم به شما و سخنانتان و ادعاها و خواسته های شما ایمان و اعتقاد ندارند و اصلا شما ها را صالح به دفاع از حق خود نمیدانند و آن صلاحیت و مهمتر صداقت را در شما برای اصلاح کژی ها هم نمی بینند. بروید خودتان را اصلاح کنید و از زیر پرچم بیگانه و اخلاق بیگانه پرستی بیرون بیایید تازه آنوقت شاید مردم بخواهند که حرف شما را گوش دهند. شاید گوش هم بدهند ولی عاقل تر از آنند که سرنوشت خود را بر اساس ادعاهای پوچ و خالی از هر گونه صداقت شما بنا نمایند.

          اگر در این مملکت کژی و کاستی هایی هست که هست اما مردم ایران اصلاح آنرا از درون نه با پناه بردن به بیگانه و یا حتی افکار بیگانه ، میخواهند. اگر در این مملکت بدین و مذهب هم جفا رفته و چهره پاک و نجات بخش آنرا بعضی ها مخدوش جلوه داده اند ، ‌مردم که دست از دین و ایمان و مذهب خویش که بر نمیدارند و معتقد ند که فلان مبلغ دین اشتباه کرده و یا حتی شاید خیانت و جنایت ؛ نه آنکه پس بیاییم مثل شما قید دین را بزنیم و آنرا صرفا یک امری تشریفاتی و بدور از صحنه عملی زندگی بدانیم.

          ما یک دهه خون عزیزترین عزیزان خود را داده ایم که دین و مدهب در متن زندگی ما و فرزندان ما حاکم شود ؛ شما میگویید که ما بیاییم که آنرا کنار بگذاریم و بیاییم فرهنگ غربی را حاکم کنیم؟! ما شاید از رویه های بعضی از آنهاییکه بنام دین و مذهب دارند سوء استفاده میکنند و پوستین وارونه جلوه میدهند در شکایت و مخالفت باشیم اما راه آنرا در آن نمیدانیم که قید دین و مذهب را بزنیم و آنرا از صحنه عمل اجتماعی خویش بیرون برانیم . اگر مشکلاتی وجود دارد که دارد بنظر مردم ایران بر میگردد به نوع نگاه بعضی ها به نقش اجتماعی و سیاسی دین و مذهب نه در اصل و ماهیت خود دین و مذهب!   

 

ویرایش و تایپ و تنظیم : فاطمه زارع ( مازندران . ساری . سوربن )  

 

پاورقی :

.............................................................................................

[01] . این اصل معمولا بمفهوم درست آن کمتر شناخته شده است. زیرا در بادی امر چنان تصور میرود که بی طرف بودن یعنی عدم پایبندی به هر گونه اصول عقلی و فکری ! در این تصور فرد بیطرف یعنی فردی که گویا از جهت اخلاقی ، فکری ، عقیدتی و کلا مسائل نظری ، خالی از ذهن و یا دارای یک ذهن خالی و بکر و نانوشته ای است!

            ولی واضح است که هیچ انسانی را در این کره خاکی چه در قبل و چه هم اینک و چه حتی آینده نمیتوان سراغ گرفت که این چنین بیطرف باشد. و بنظر من اصلا چنین آدمی و بشری وجود ندارد. و اصلا شرط اصلی و لازم برای ورود به دنیای نقد و انتقاد ،‌ وجود چنین بی طرفی بی معنی ایی در شخصیت هیچ انسانی نیست. ما البته در ادامه این مطلب و در جاجای این بررسی ، حسب مورد و در موقعش نسبت به موضوع پرداختهای لازم را خواهیم داشت ، تنها در این بخش از بحث فعلا روی این مساله با هم تفاهم خواهیم کرد که در هر گونه جریان انتقادی ، بی طرفی شرط اصلی و لازم بوده و در امر بیطرفی ؛ ‌بی فکری و یا نداشتن هر گونه اعتقاد و باصطلاح خالی از ذهن بودن ،‌ شرط نیست بلکه موضوع اساسی آن است که نباید " پیش داوری " کرد!

[02] . اگر واقعا برای ما اصل ، کشف واقعیت و یا حاق یک موضوعی باشد ، نمیتوان برای چنین فراگردی اصول بدیهی آنرا نادیده انگاشت ، چون اگر چنین نباشد اصولا تحقیق و بررسی برای کشف حقیقت اصلا معنی درستی ندارد زیرا ما از قبل با پیشداوری بر مبنای زمینه ها و باصطلاح بر اساس بگراند فکری و اعتقادی خویش فرض را بر قبول و تایید نظر قبلی خویش بنا کرده ایم . تحت این شرائط موضوع به سرانجام و نتیجه دیگری خواهد رسید بطوریکه نتیجه ، بنحوی مستقیم و بر مبنای اعتقاد اولیه خود ما نقش پیدا میکند که در اینجا باید گفت در واقع هیچگونه تحلیلی بوقوع نپیوسته و نقدی صورت نگرفته است. تفاوت نتیجه تحقیق با اعتقاد اولیه ما ، ‌بوضوح تاثیر نوع اعتقاد یک محقق در نتیجه ، بطور مستقیم یا غیر مستقیم اثر و یا نمود خواهد یافت و پاسخ غیر از واقع خواهد شد و حتی شنیده ام و سراغ دارم که بودند باصطلاح محققینی که پس از حصول نتایج تا حدودی مخالف و متفاوت با اعتقاد اولیه محقق ، مهر عدم انتشار سرخود را به آن زده و بدلیل تعصبات کور آنقدر انصاف هم بخرج داده نشده است که آنرا بیان ،‌منتشر و اعلام نمایند!

[03] . منظور بیشتر آنهایی هستندکه در پناه کشورهای بیگانه خواهان حمله نظامی به ملت ایران هستند و در آرزوی ویرانی مملکت آنهم با رویای بازگشت افتخارآمیز خود به کشور هستند !

[04] . که طبیعی است بالاخره بایستی امرار معاش بکنید و چون شاید کاری دیگر را در غربت نتوانید برای تامین معیشت بکنید ، مجبور شوید که کارمند دول بیگانه باشید ؛‌

[05] . واقعا اگر تحلیل فنوتیپی در مسائل اساسی مردم در امورات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ملاک باشد که یکی از آشنایان ما که در آلمان پزشک هست ، برنامه مصاحبه شما را با یکی از این باصطلاح روزنامه نگار آزاد شما که دیده بود در جریان یک گفتگوی پراکنده ای حرف بدانجا کشیده شده بود که بمن میگفت که فردی بنام الهه بقراط آنقدر تحلیلهای آب دوغ خیاری و البته حرص آلودی ارائه میدهد و بخصوص در هنگام سخن گفتن تاثیر امیال سرکوفته درونی ایشان بر چهره ایشان آنقدر مشخص میشود که واقعا باعث خنده آدمی میشود و میگفت اگر کسانی که خیر افرادی مثل ایشان را میخواهند ایشان را از گفتگوی باصطلاح تحلیلی برحذر داشته زیرا جدای از آنکه نظرات ایشان آبکی است و غیر علمی و باعث وهن آندسته ای از مخالفین که مقداری مودبتر و حساب شده تر حرف میزنند شده بلکه شاید بیچاره در حین سخن گفتن پس بیفتد و غش و ضعف برود و میگفت بلحاظ چهره شناسی قیافه ایشان هم دارد تحت تاثیر همین امیال درونی اش یک جوری میشود ! اما من واقعا چنین تحلیل ریخت شناسانه ای را جز در مباحث روانشناسی مرضی فردی آنهم روانکاویهای مرضی و کشف بیماری برای بهبود قبول ندارم و اصولا اینکار و چنین اقداماتی را بدور از ادب انسانی میدانم )

[06] . و همین آشنای آلمان نشین ما میگفت باصطلاح تا زمانی که رژیم ایران مخالفینی مانند این بقراط خانم دارند ؛ دیگر چه جای مخالفتهای اصولی و ریشه ای و متین که شاید شخصیتهایی وزین بتوانند نقش آفرینی کنند ، می ماند. و میگفت بنظر من آقای احمدی نژاد باید پول هم بدهد تا افرادی مانند بقراط خانم و آقای فاضلی بیایند و برنامه درست کنند و اوضاع را نقد کنند و بخواهند احمدی نژاد و سیاستهای سیستم حکومتی ایران را بچالش بکشند! بقول ایشان شاید جدی نگرفتن این دست از عواملی از اپوزسیون در راستای چنین تحلیلی از سوی مقامات ایرانی باشد. حالا که آنها کار رژیم را ساده کرده اند دیگر چه بهتر! البته ایشان یکی دو چهره مانند نوری زاده و بیشتر خانم هیکس را در این رابطه مستثنی میکرد که در رفتار و منش بسی تفاوت با بقیه دارند! و تا حدودی مخالفت را بلدند و عمیقتر از بقیه هستند. و مدعی بود هر شخصیت قرتی منشی را که نمیتوان وزنه ای برای تغییر وجهه نظر حتی بخشی از مردم ایران دانست! ولی انصافا این پزشک آدمی موافق سیستم هم نبوده و اصلا در این دنیاها سیر نمیکند و این اظهارات را بقولی بمناسبت ( الکلام تجرالکلام ) بیان کرده بود.   

[07] . واقعا گاهی بذهن آدمی میزند که یا آنها بر اثر شرب نوشابه هایی آنچنانی و یا شاید روان گردان های مید این یو اس آ ؛ آنقدر مست و ناهشیار هستند که اینقدر بچگانه درباره هویت تاریخی و اجتماعی و فرهنگی مردم ایران و حتی هویت دینی آنها نظرات مستانه ای میدهند و یا آنکه واقعا آنها را شستشوی مغزی داده اند و بعد هم یک بوغ و شیپور دم دهان گشادشان ،‌که هی بدمید و بدمید تا صبح دولتتان بردمد! و یا آنکه واقعا از نظر فکری و عقلی آنقدر ضعیف و ناتوانند که توانایی درک و تجزیه و تحلیل مسائل بدیهی را هم ندارند.

محمود زارع

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 7:59  توسط محمود زارع  |