تبليغاتX
آیینه انديشه ساری - علـــوم غـــریبـه . قسمت اول

آیینه انديشه ساری

مازندران . محمود زارع

علـــوم غـــریبـه . قسمت اول

بنام خدای حکیم

  علـــوم غـــریبـه

        محمود زارع

مازندران . ساری . سوربن

   www.mzare.ir

الحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد بن عبدالله ص و آله الاجمعین الی الآن الی قیام یوم الدین

مقدمه

          اینکه آدمی همواره در جستجوی کشف و پی ریزی قوانینی بوده است که بر اساس آن قوانین نسبت به اسرار عالم ( عالمین ) در حد مقدوراتی را خداوند حکیم بالاستعداد در بشر قرار داده است ؛‌ امری روشن و غیر قابل انکار میباشد ولی آیا در این راه تا چه میزان موفق بوده است و یا خیر و اینکه چه روشها و متدهایی در اینخصوص مناسبتر و صحیح تر بوده است ، امری قابل مباحثه میباشد. و مهم آنکه آیا راهی غیر از آن راهی را که از طریق علوم تجربی بشر تاکنون رفته و اتفاقا به نتایج بسیار روشن و درخشانی هم رسیده است ، وجود دارد یا خیر موضوعی قابل تامل میباشد که بنظر میرسد که در این باره موضوع دسته بندی موضوعات عالم هستی امری لازم و ضروری است .

          قطعا موضوعات تجربی را میتوان از راه علوم تجربی و قوانینی که از راه این علم کشف شده است ، کشف و تجربه کرد ولی آیا تمامی مسائل عالم و یا ساختار عالم هستی را تنها امورات تجربی تشکیل میدهد و اینکه آیا استفاده از فنون و متدها و قوانین علوم تجربی میتوان به امورات فرا حسی و فراتجربی دست یافت هم از مسائل قابل بحث و تاملی بوده است . خلاصه بسیاری را عقیده بر آنست که از راه علوم تجربی تنهامیتوان به کشف پدیده های تجربی دست یافت و با این وصف برای کشف مسائل فرا تجربی بایستی از قوانین و متدهای فراتجربی استفاده کرد که بحث ظریف و عمده و مورد اختلاف در همین گلوگاه نهفته است که آن روش یا متد و یا قوانین فرا تجربی چه قوانینی است و تاکنون چه دستاوردهایی را برای بشر داشته است !

          از جمله پهنه ها و گستره هایی که تا حدود زیادی در علوم فرا تجربی همواره مورد بحث و کنکاش بشر بوده است تحت عنوان کلی علوم غریبه در طول تاریخ مدون بشر نمود پیدا کرده است و ای بسا که در این مسیر تردستان فریبکار و خدعه کارانی نابکار با استفاده از جهل عوام و تمسک به این گستره بدروغ دست به سودجویی هایی زده اند که تا حدود زیادی حتی اهل خرد و دانش را نیز به ماهیت و اصل این علم و یا فن دچار شک و تردید و بالطبع بسیاری را بر سر انکار آورده است !

          قطعا اشتهای سیری ناپذیر و بویژه حس کنجکاوی بشر نسبت به آینده و حصول اطلاع از وقایعی که در آینده امکان وقوع دارند ، عده ای سودجو را بر آن داشت تا با سوء استفاده از این گرایش مردم و نیز مشکلاتی را که عده زیادی از مردم داشته و ظاهرا در مراجعه به عوامل تجربی و طبیعی راهی برای گره گشایی آن پیدا نمیکردند ،‌این عده سودجو را بر آن داشت تا با تشبث به اهل این فن بقصد فریب و خدعه مردم را سرکیسه کرده و تنها بقصد منافع مادی ضمن آنکه آنها را مورد سودجویی قرار داده بلکه مهمتر باعث ضربه های مهلکی به این علوم هم شده اند.

          ظاهرا باید قبول کرد که علوم غریبه را علومی ارثی باید دانست که از اولیاء بارث میبرند! بهمین اعتبار باید قائل شد که هر کسی را نمیتوان وارث این ماترک دانست بلکه شرط در سهم الارث داشتن قرابت و نزدیکی است ، پس کسانی را از این ماترک سهمی است که فی الواقع شرط وارث بودن را داشته باشد.

          از جمله موارد دیگری را که من در راستای مطالعات پراکنده ام در این خصوص ادراک کرده ام این است که یکی دیگر از شروط توفیق در این علم یا فن ، داشتن ایمان به صحت آن است در غیر اینصورت ظاهرا اثراتی آنچنانی در آموزش بر متعلم باقی نخواهد ماند و چنانچه شاگرد در این مدرسه ایمان و باور به این علم نداشته باشد ، شاید بهره چندانی از آن نبرد!

          قصد و نیت اصلی بانیان این علم نجات انسانها و اصلاح امورات معاش و معاد آنها ذکر شده است ولی شرط اصلی در این باره استفاده به صواب و ثواب از فنون این علم میباشد به نیت قربة الی الله .

          از دیگر لوازم و توصیه های مؤکدی که از سوی علمای اصیل این فن همواره مورد توجه بوده است عدم استفاده سوء از آن بوده است و نیز عدم استفاده ها و بهره های صرفا مادی از آن !

          خلاصه توصیه های بزرگان این فنون به طالبان آن بصورت خلاصه در مواردی بوده است که فوقا برشمرده و ذیلا نیز می افزائیم :

          مهمترین آنها اعتقاد به خداوند متعال بویژه انکه هر کاری در این عالم تنها با اذن و اجازه و خواست او قابل عمل میباشد و یعنی فاعل و فعال مایشاء تنها خداست!

          برای عدم سودجویی هر نااهلی حتی گفته شده است که بایستی از یک فرد عاملی در این علم اجازه صحیح برای عمل بدان اخذ شده باشد بدینترتیب هر کسی نمیتواند خود را عالم این علوم بداند و این در واقع مشابه همان داشتن گواهی و یا تاییدیه و مدرکی است که در علوم طبیعی اشخاص از مراکز معتبر علمی دریافت میدارند !

          از جمله شروط اصلی احاطه به این علم عبادت و ریاضت در راه خدا با خلوص نیت میباشد و ظاهرا بدون ریاضت امکان استفاده و صلاحیت در این علم حاصل نمیشود!

          طهارت بمعنی اعم خود یعنی پاکی ظاهر و باطن از جمله شروط مهم این علم میباشد بخصوص تاکید ویژه ای به طهارت باطنی بویژه دوری از غیبت و پرهیز از دروغ و دیگر نرنجاندن دل خلق الله !

          مراعات ادب ظاهری مانند داشتن وضو و روی به قبله داشتن  و خواستن از خدا همانند حالتی که در دعا و یا نماز هستیم ، از جمله شروط کار است !

          نهی شدیدی شده است که هرگز به قصد تمتعات دنیوی و بهره های مادی از این علم استفاده نشود!

          شرط مهم و اصولی دیگر یقین به آثار و اثر این علم میباشد و این در تمامی مکاتب این علوم ظاهرا مورد تاکید جدی میباشد ! زیرا کسی که خود به صحت این علم باور نداشته و یا مورد ظن اوست قطعا نخواهد توانست از آن برای تمتع دیگرا و رفع مشکلات خلق الله استفاده نماید!

          از وصیتهای همیشه تکراری و مهم علمای این فن این بوده است که هرگز فنون این علم را به جاهل و نادان و در یک کلمه نااهل نیاموختن !

          توکل بر خدا در هر کاری دارای اهمیت بالاست و در این فن از شروط است ! توکلت علی الله !

حروف ابجد

          هر علم یا فنی را روش و متد و زبان و ابزاری است ؛ از جمله ابزار مهم و در واقع اصلی ترین وسیله استفاده مطلوب از فنونی که در علوم غریبه بطور کل مورد نیاز و استفاده میباشد ؛‌ حروف ابجد است .

          در تاریخ این علم میگویند حروف ابجد ماخوذ از اسامی پسران یک پادشاهی بود که بترتیب بنام : ابجد هوز حطی کلمن سعفص قرشت ثخذ ضظغ  نامیده می شده اند ! حالا در اینکه واقعا این حروف نام پسران پادشاه مورد نظر بوده یا نبوده اند چندان مهم نیست و مهم حروفی 28 گانه است که بترتیب در آن وجود دارد !

          حروف ابجد را علمای این فن به دو نوع 1- ابجد صغیر و 2 ابجد کبیر تقسیم بندی کرده اند . در این تقسیم بندی چنانکه خواهید دید ، مهم اعداد متناظر با این حروف میباشد که در واقع تفاوت به صغیر و کبیر را در این باره ایجاد میکنند .  

حروف ابجد صغیر : این حروف 28 گانه بصورت زیر بوده که قرینه عددی آن را نیز در برابر آن ذکر میکنیم :

ا

ب

ج

د

ه

و

ز

ح

ط

ی

ک

ل

م

ن

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

8

6

4

2

 

س

ع

ف

ص

ق

ر

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

ساقط

10

8

4

6

8

ساقط

4

8

ساقط

4

8

ساقط

4

 

ابجد کبیر یا حروف جمل :

ا

ب

ج

د

ه

و

ز

ح

ط

ی

ک

ل

م

ن

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

20

30

40

50

 

س

ع

ف

ص

ق

ر

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

60

70

80

90

100

200

300

400

500

600

700

800

900

1000

 

          البته مطالبی پیرامون خواص خود حروف ابجد در بعضی از منابع یادآوری و ذکر شده است که اکثر افراد در بادی امر آنرا سرشته با خرافات می بینند که ما نیز برای صحت آن محملی نمی بینیم و تنها برای اطلاع شما از این موارد به دو سه نمونه آن اکتفاء میکنیم . مثلا گفته شده است که برای تسخیر کس یا کسانی ، هرگاه 28 حرف ابجد را در ورقه ای نوشته و در آب بیاندازید و آب آن را بخورد آنان دهید ، مجرب میباشد! و یا گفته شده است که بر پشت همین ورق نوشته نام دشمن را بنویسند و آنرا به باد آویزان کنند ،‌دشمن را سرگردان میکند . یا فی المثل گفته اند این کاغذ مذکور را در آتش انداخته دشمن هلاک شده و صدمه و آسیب خواهد دید . و گفتم که شما لازم نیست این موضوعات و یا ادعاها را باور کنید بلکه مهم برای پژوهشگر تشخیص درستی یا نادرستی احادیث و موضوعات منقوله در خصوص این علم میباشد که قبلا گفتیم شرط اثر و آثار آن ایمان به این علم است . موضوعاتی که جزء ارکان این فن میباشد موضوعات دیگری غیر از این منقولات میتواند باشد .

طالع بینی با استفاده از حروف ابجد

          قدما گفته اند هر سال دوازده (12) ماه ( برج ) دارد و هر ماه را طالعی . گفته اند در زمان حضرت سلیمان (ع) که هر انسانی روزگار او شبیه یکی از این دوازده طالع شده که هر کدام آن خود دارای مشخصات و ممیزاتی است که بجای خود آنها را مطرح خواهیم کرد ؛ و آن دوازده (12) طالع بشرح زیر میباشد : ( بروج دوازده گانه )

عدد ماه

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

طالع

حمل

ثور

جوزا

سرطان

اسد

سنبله

میزان

عقرب

قوس

جدی

دلو

حوت

معنی

 

 

 

 

شیر

 

 

 

 

 

 

ماهی

معادل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          حال چنانچه میخواستند طالع شخصی را پیدا کنند ، ابتدا نام او و بعد نام مادر او را به حساب ابجد کبیر درآورده و با هم جمع کرده و سپس حاصلجمع را بر 12 تقسیم کرده و باقیمانده هر چه بود طالع آن شخص بحساب می آید .

          اگر زمانی باقیمانده تقسیم فوق عدد صفر (0 ) شد باید تنها نام خود شخص را بر دوازده تقسیم کرد و این باقیمانده ملاک میباشد.

          چنانکه میدانید حروف عربی 28 حرف می باشد و زبان فارسی دارای 32 حرف ؛ حال اگر اسم فردی بصورتی بود که حروف چهارگانه ( گ چ پ ژ ) در آن بود باید بطرق زیر عمل کرد : مثلا اسم فرد ؛ هوشنگ بنت ژاله بود .

ه

و

ش

ن

گ

بن

ژ

ا

ل

ه

5

6

300

50

خالی

بن

خالی

1

30

5

361

+

36

397 = 361 + 36

          اگر عدد 397 را 12 تا 12 تا تقسیم (جدا) کنیم ، به 33 دسته 12 تایی تقسیم شده و لذا خواهیم داشت ( 396 ) و باقیمانده عدد یک (1) میشود که طالع هوشنگ معادل برج حمل میشود . گفتیم که در جای خود تفسیر طالع بروج دوازده گانه را خواهیم گفت که بطور خلاصه طالع هوشنگ چون در برج حمل بود پس ؛ دلالت دارد .... و سخن کسی نشنود و در خواب بیهوده گوید و رنگ وی سرخ شود و فریاد کند و دردسر و قولنج ظاهر شده و حرارت زیاد دارد و اگر کودک باشد زبان وچشم بد رسیده و تب دار گردد و ....

          البته مباحثی مانند اینکه اسامی غیر عربی و فارسی مثل اسامی لاتین تکلیفشان در این محاسبه چیست و امثالهم از جمله مباحث قابل طرحی است که فعلا ما قصد بررسی آنرا در اینجا نداریم و این موضوع از جهات متفاوتی قابل تحقیق و تامل است و در واقع سؤال واردی است !

مثال دیگر : اگر چنانچه بخواهید محاسبه کنید که دو نفر بنامهای ( آقای محمد زادة مریم  با خانم فاطمه زادة بتول ) میتوانند با هم ازدواجی موفق کنند یا نه ؟ یعنی در واقع آیا ستاره این دو نفر با هم جفت بوده و یا همخوانی دارد یا نه ؟ بگونه زیر عمل می کنیم :

          بدوا نام شخص و نام مادر او را برای هر دو نفر بحساب ابجد کبیر یا حروف جمل درآورده و بعدا جدا جدا حساب نموده و تقسیم مربوطه را هم انجام میدهیم که نحوه آن در مثال قبلی گذشت :

م

ح

م

د

زادة

م

ر

ی

م

40

8

40

4

+

40

200

10

40

92

+

290

 

ف

ا

ط

م

ه

زادة

ب

ت

و

ل

80

1

9

50

5

+

2

400

6

30

135

+

438

 

مجموع چهار اسم بالا  میشود  = 955 حال این عدد 955 را بر عدد 5 تقسیم میکنیم .

            اگر باقیمانده تقسیم بالا اعداد یک (1) یا سه (3) یا پنج (5) بشود ؛ این دو به همدیگر می رسند چون ستاره آنها جفت می باشد و تا آخر با هم زندگی میکنند. حال چنانچه باقیمانده تقسیم مذکور اعداد دو (2) یا چهار (4) گردد این دو نفر به هم نمیرسند چون ستاره آنها جفت نمیباشد و تا آخر با هم زندگی نمیکنند! حال اگر باقیمانده تقسیم مذکور عدد صفر (0) بشود ، معلوم میشود که یکطرف از خانواده طرفین با ازدواج موافق نمی باشند و ستاره آنها بطور قطعی جفت نمی باشد و تا آخر زندگی خانواده طرفین همیشه با هم به طور قهر می باشند.

طبایع چهارگانه

          قدما طبع بشر را در یک تقسیم بندی به طبایع چهارگانه ( آتشی ؛ خاکی ؛ بادی ؛ آبی ) تقسیم میکردند و برای هر یک خواصی را معتقد بودند که بطور خلاصه بصورت زیر میتوان آنها را برشمرد:

طبع آتشی : دائم زود عصبانی شده و زود هم خاموش میشود و البته کینه در دل نگه نمی دارد و همیشه  بدن او حرارت دارد و تشنه میباشد و جنگ را زود شروع میکند! طالع حمل و اسد و قوس آتشی میباشد.

طبع خاکی : همیشه متواضع و فرتن و ساکت بوده و با حرمت و احترام با دیگران برخورد کرده و با آنان بمسالمت زندگی میکند! طالع ثور و سنبله و جدی ، خاکی می باشد.

طبع بادی : مدام مغرور و تندخو بوده و حرکات خود را پنهان از چشم دیگران انجام داده و بسیار زیرک و البته کینه ای میباشد! طالع جوزا و میزان و دلو ، بادی می باشد.

طبع آبی : صاحب این طبع همیشه مسرور و شاد است و سه طبع بالا در وجودش ظاهر میگردد و همیشه از دست و زبان به عذاب می افتد! طالع سرطان و عقرب و حوت ، آبی می باشد.

خادمین شب

          علمای فن را اعتقاد بر آن بوده است که شبها را خادمینی هست با اسامی مشخصی که دارای وظائف مشخصی بخصوص شان خدمت را دارند و لذا چنانچه قصد آنرا داشته باشید که عملی را در موضوعاتی مانند محبت و یا بغض یا احضار و .... را در شب انجام بدهید ؛ باید خادمین آن شب را نام ببری و در واقع از آنها یاد کنی که گفته اند شرط توفیق در آن عمل هم میباشد . برای این مطلب نیز جدولی بنام جدول خادمین هفته طرح نموده اند که بصورت زیر می باشد :

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه

یکشنبه

دوشنبه

سه شنبه

چهارشنبه

پنجشنبه

جمعه

شمعون

دعوان

خراش

خنضر

همعیل

شمردل

 

کسفیائیل

روفیائیل

جبرائیل

سمسائیل

میکائیل

صرفیائیل

عنیائیل

للطهطیل

فهطبطیل

لخهططیل

قهطهیل

جهطلطیل

مهطلطیل

نهططیل

 

ادامه دارد .............

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 7:27  توسط محمود زارع  |